2777
2789
عنوان

نظرتون و بگید

49 بازدید | 10 پست

دوستان تایپک زیاد زدم در این مورد و میخوام این اخریش باشه لطفا با نگاه زیباتون نظر هاتون و بدین🤍تک تک شون میخونم و ازش استفاده میکنم گفته بودم مدتی با ی نفر در ارتباط بودم ک اوایل خیلی خوب بود بهم گفته بود قبلا رابطه عاطفی ناموفق داشته و دختره خارج و دیگ برنمیگرده درست هم هست ۳ هفته پیش ی دفعه سرد شد صبحش هم من ازش خدافظی کردم و گفتم اگر برات ارزش داشتم ی خبری ازم میگرفتی ک حتی جوابم و نداد! تو این سه هفته هزار جور فکر کردم ک اخرم طاقت نیاوردم و بهش پیام دادم و گفتم بهم ی دلیل و چرا بگو ک باعث این رفتارت بود بگو تا برای همیشه برم اونم بهم گفت تو بهترین دختری هستی ک من دیدم اما من دلیل ام خودمم من ذهن شلوغ و درگیری دارم نمیخوام اذیتت کنم قرار ما هم فقط اشنایی بود منم گفتم باشه امیدوارم هیچوقت پشیمون نشی خدانگهدار چرا این کارو کرد؟ ذهنم خیلی درگیره نمیتونم اصلا درس بخونم 🤦🏻‍♀️با کسی نیست ادمی نیست ک با هر کسی قاطی بشه میخوام فراموشش کنم چطوری؟ ممنون میشم نظر بدین☺️

طی شدایام برومندی ما در سختی/همچو آن دانه ک در زیر قدم سبز شود

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یعنی چی با شعور؟

همینکه نزاشته توام اذیت شی و ی رابطه سمی رو درست نکرده ینی شعور:)

یعنی ب اون درک درست رسیده و واقعا کم هستن اینجور ادما تو جامعمون

کاش همه مثل این ادم اول میفهمیدن با خودشون چند چندن بعد زندگی یکی دیگرو خراب میکردن....

❤️

خب همه نمیتونن رابطه بسازن ظرفیت آدما متفاوته بهتر زود متوجه شد احتمالا مشکلی داره نمیتونه دیگه اون ...

شاید نمیدونم خوب من چطوری فراموشش کنم

طی شدایام برومندی ما در سختی/همچو آن دانه ک در زیر قدم سبز شود
همینکه نزاشته توام اذیت شی و ی رابطه سمی رو درست نکرده ینی شعور:) یعنی ب اون درک درست رسیده و واقعا ...

ولی اینجوریام نیست من اول قبول نمیکردم وارد ارتباط بشم ک اون گفت دوستت دارم حتی جون مادرش و قسم خورد تا باور کردم تا دید من بهش احساس دارم اینجوری کرد ی دفعه گذاشت رفت بدون توجه ب وضعیت و بیماری قلبیم

طی شدایام برومندی ما در سختی/همچو آن دانه ک در زیر قدم سبز شود
شاید نمیدونم خوب من چطوری فراموشش کنم


اول از همه بپذیر ک اون اقا دیگه نیست و تو باید با نبودش کنار بیای

پذیرفتن خیلی مهمه یجایی خوندم میگف ادما واس این اکثرا گذشترو فراموش نمیکنن چون دائم دارن ب خودشون میگن ن دیگ نباید یادم بیاد دیگ نباید بزارم تو ذهنم باشه و همینم باعث میشه مدام حساس تر بشیم و برخلاف فکرمون اون گذشته پر رنگ تر بشه

شمام اول بپذیر و بعد تلاش کن کارهای زیادی رو در طول روز انجام بدی

هرکاری ک دوست داری و باعث شادیت میشه

چون اگ کاری انجام ندی وقت بیشتری برا فکرای مزاحم پیدا میکنی!

ی مدتی هرجور ک فک میکنی خودت خودتو خوشحال کن و به خودت این حسو بده ک دنیا هنوز قشنگیاشو داره و تو چقدر میتونی قشنگ و جذاب باشی:)

میفهمی ک منظورمو؟

هرکار لازمه بکن ک اعتماد بنفس بالایی پیدا کنی

راستی کتاب خوندنم خیلی میتونه کمکت کنه

سطح علمت ک بره بالا راحت تر میتونی با اینجور مسائل کنار بیای

❤️

ولی اینجوریام نیست من اول قبول نمیکردم وارد ارتباط بشم ک اون گفت دوستت دارم حتی جون مادرش و قسم خورد ...

چ بد...متاسفم

من فک میکردم زودتر ازینا تمومش کرده ارتباطو

بله اگ اینجوری باشه ک واقعا بی انصافی کرده🥲

❤️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز