2789
عنوان

دارم می میرم

258 بازدید | 16 پست

از یه طرف عمل شوهرم و استراحت بودنش .و مهمون دایم .از یه طرف یه بیماری ویروسی گرفتم .احساس ضعف شدید و قرمزی چشمم .اصلا نا ندارم دو تا ظرف بشورم .شوهرم هم میگه آدم و بی حال می کنی چرا این طوری می کنی .فکر می کنه دارم ادا درمی‌آورم ولی واقعا حالم بده .دراز کشیدنی خوبم .ولی حال ندارم پا شم. از یه طرف هم شوهرم دلش می خواد هر کی اومد عیادت ناهار شام نگه داره ولی نمیشه .من تو پذیرایی عادی موندم .چه برسه تشریفات .دیشب هم برادرشوهرم موند شام .دیگه دارم می میرم .چشمام تار می بینه‌. دو تا صفحه کتاب هم نتونستم بخونم برای رانندگی .دخترم هم چند روزه بهونه می گیره .دارم می میرم .من از اون بدترم

نوشابه انرژی زا بخور خیلی تاثیر داره

قرص اهن قرص ویتامین ب ۱۲ قرص جوشان ویتامین سی 

و خواب کافی 

ب شوهرتم بگو من دست تنهام خسته میشم و براش توضیح بده با ارومی

آخی عزیزم 

با شوهرت حرف بزن،یکم درک کنه 

خودتم سوپ بخور و مسکن، مهمون اومد شکلات و قهوه بخور انرژی میگیری 

اگه بشه،خواهری ،مادری،بیاد کمک هم خیلی خوب میشه

دیدین دکمه لباس که یکم شل میشه چقدر بده ؟پس به زور آویزون نباشیدهروقت دیدی جات نیس خودت کنده شو برو....

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


با سیاست پیش برو،مهمون که زنگ زد داره میاد،آروم ب شوهرت بگو، خیلی دوست دارم فلانی بمونه برا شام، ولی نمیتونم خوب پذیرایی کنم و شام درست کنم،حیف شد ،،،،آخه این چه وقت مریض شدنه 

خودش خود ب خود با تو راه میاد

دیدین دکمه لباس که یکم شل میشه چقدر بده ؟پس به زور آویزون نباشیدهروقت دیدی جات نیس خودت کنده شو برو....
آخه موندم کی شام یا ناهار خونه مریض میمونه

عمه های شوهرم موندن ناهار 

جالبه که برادرش هم میمونه شام 

بعد ها چند روز پیش بچه جاری اینجا بود اصلا اونقدر شلوغه 


امان از عیادتهای بیمار.دقیقا درک میکنم .شرایط شما سخته .به نظرم هرکی اومد یه زرشک پلو مرغ بزارید جلوشون .میوه هم آماده داخل یخچال بزارید هرکی اومد بزارید جلوش.کی بشه که ایرونی جماعت یه ذره درکش بالا بره بفهمه کسی که مریض داره خودش صد حور گرفتاری داره دیگه نباید مزاحم شد

با سیاست پیش برو،مهمون که زنگ زد داره میاد،آروم ب شوهرت بگو، خیلی دوست دارم فلانی بمونه برا شام، ولی ...

کجا کاری .عمه شوهرم ساعت ده صبح اومد عیادت .اونقدر موند تا سه ظهر با ما ناهار خورد 

امان از عیادتهای بیمار.دقیقا درک میکنم .شرایط شما سخته .به نظرم هرکی اومد یه زرشک پلو مرغ بزارید جلو ...

اونقدر طول ش میدم تا بشه وقت ناهار شام .شوهرم هم میگه یه مرغ ه دیگه زود می پزه .درک نمی کنه که من حتی توان ندارم ولی دم کنم .به خدا یه ضعف دارم بدجور

کجا کاری .عمه شوهرم ساعت ده صبح اومد عیادت .اونقدر موند تا سه ظهر با ما ناهار خورد 

منتظر ناهار موند تا ۳  

دیدین دکمه لباس که یکم شل میشه چقدر بده ؟پس به زور آویزون نباشیدهروقت دیدی جات نیس خودت کنده شو برو....
یه جور حس ضعف دارم نفس م درنمی‌آید  اونقدر توضیح دادم

خب دور از جونت اون گاوه نمیفهمه حال تو رو 

انرژی زا خودش ی تقویته ی مدت بخوری ضعفت برطرف میشه البته الانم یکیش رو بخوری حالت خوب میشه 

من مادرم مریض بود دور از جون شما .سه سال درگیر بودیم.به هیچ کس رو ندادم بیاد بمونه .ساعت هم تعیین کرده بودم از ساعت فلان تا فلان بعد از اون هرکس زنگ میزد گوشی برنمیداشتم.میخواد خوششون بیاد میخواد نیاد.آدم باید شعور داشته باشه .

قبلا بلد نبودم ۲۰ سال پیش مادرم بیمار بود هر روز از صبح تا شب مهمون بازی .یه بار برای مادرم کمپوت آناناس باز کردم بیماره بخوره ، مهمونا بهشون برخورد چرا برای ما نیاوردی!! مجبور شدم سه تا کمپوت آناناس بیمار را براشون باز کنم  بزارم جلوشون.الان نه یاد گرفتم .انگار یکی مریض میشه دور از جون یه جشنی تفریحی میشه برای اقوام بیان خوشگذرونی!!

من مادرم مریض بود دور از جون شما .سه سال درگیر بودیم.به هیچ کس رو ندادم بیاد بمونه .ساعت هم تعیین کر ...

بحث من مهمون نیست بحث من شوهرم ه باور نمی کنه دارم می میرم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز