من مادرم مریض بود دور از جون شما .سه سال درگیر بودیم.به هیچ کس رو ندادم بیاد بمونه .ساعت هم تعیین کرده بودم از ساعت فلان تا فلان بعد از اون هرکس زنگ میزد گوشی برنمیداشتم.میخواد خوششون بیاد میخواد نیاد.آدم باید شعور داشته باشه .
قبلا بلد نبودم ۲۰ سال پیش مادرم بیمار بود هر روز از صبح تا شب مهمون بازی .یه بار برای مادرم کمپوت آناناس باز کردم بیماره بخوره ، مهمونا بهشون برخورد چرا برای ما نیاوردی!! مجبور شدم سه تا کمپوت آناناس بیمار را براشون باز کنم بزارم جلوشون.الان نه یاد گرفتم .انگار یکی مریض میشه دور از جون یه جشنی تفریحی میشه برای اقوام بیان خوشگذرونی!!