ازش خیلی متنفر شدم اصلا حوصلشو ندارم از بس دعوا کرده باهم پرخاشگری کرده تو حرفامون ک منم کلا سرد شدم
موقع هایی ک خونه نیست تنها باشه هرچیزی گیرم بیاد یا میشکنم یا محکم میگویم به دیوار و آنقدر فحش میدم بهش تا آروم بشم
دیروز خیلی گریه کردم بلند بلند گریه میکردم میگفتم خدایا چرا این انقدر منو اذیت میکنه
شوهرم ازم ی روانی ساخته دلم نمیخواد از خواب بلند بشم غذا بخورم
شکل افسرده ها شدم همش