آنقدر خوب که دیگر تقریبا مشکوک و آزار دهنده میشود ...
اما من این بودن را دوست دارم....
فقط باش و همانگونه بمان.
"صفو نوشتــ"
«حرف ها در قلبش تلنبار شده بود.. کوهی از خاکستر ناگفته ها...بالا آورد ، حرف هارا ، کار هارا و غم هارا ... خون از دماغ و دهانش به مانند مواد مذاب بیرون جست. به سان خرابه ای به دنبال آرزوهایش ذوب شد و فرو ریخت ، او دیگر او نشد...🥲🥲_mahoora_»