2777
2789
عنوان

پدر معتاد

261 بازدید | 7 پست

سلام دوستان..یه‌موضوعی منو به شدت بهم ریخته.لطفا کمکم کنید.مادر من سال۹۱فوت کردن .من با پدر و‌برادرم زندگی میکردم.پدرم ازدواج مجدد نداشت و اعتیاد داره.بهمن ماه من عقد کردم .از روزی ک عقد کردم خیلی رفتاراش بدتر شده.همیشه حالت افسردع داره همیشه حالش بده.زندگیم رو داره نابود میکنه.دکتر بردیمش خواستیم ترکش بدیم همکاری نمیکنه.دوروز اگر برم خونه شوهرم اونقدر اذیتت میکنن و زنگ میزنن ک بابات حالش خوب نیست برگرد بیا خونه خودتون..شوهرم شروع کرده سرکوفت زدن ب من بخاطر خانوادم..من‌خودم معلم هستم و‌هیچ مشکلی ندارم ولی متاسفانه قضیه بابام سایه تاریکی روی زندگیم انداخته.من برای بابام جونمم میدم ولی اون اصلا ب ما اهمیت نمیده و ب این فکر نمیکنه ک‌من و برادرم وجود داریم.تورخدا بگید من چیکار کنم.شوهرم میگه رابطه تو‌و‌پدرت یه طرفه است وقتی اون تورو‌نمیخواد چرا انقد خودتو عذاب میدی و داری زندگیمون خراب میکنی.بخدا نمیدونم باید چیکار کنم .همش میترسم بابام بمیره.کمکم‌کنید😭😭😭

به نظرم با یه متخصص مغزواعصاب صحبت کنی راجع به پدرت میتونه راه گشا تر باشه عزیزم  انشالله مشکل ...

صحبت کردم بخدا دارو داد دو روز مصرف‌کرد گفت نمخیورم دیکه.خودش نمیخواد حوب بشه.شوهرمو دوست دارم.دلم میخاد برم سرزندگیم.چیکار کنم؟باید قید همچین پدریو‌زد؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام. بابت این اتفاق متاسفم. 

هر وابستگی ای بده چه به اشخاص برای کنترلگری اونها

چه به مواد. 

شما مسئول زندگی پدرتون نیستید ایشان تصمیم گیرنده هستن. شما فقط انجام وظیفه کنید و اون هم درحد اطلاع دادن نه اجبار کردن ایشان به کاری که دوست ندارند انجام بدن. 

بگذارید پدر با نتایج طبیعی تصمیماتش رو برو بشن 

این اثر گذاریش و سرعتش بیشتره و انرژی مصرفیش کمتر. 


اگر همسر شما از آزمون های روانشناسی کلینیک ها سربلند درومده میتونید با خیال راحت پیش هم زندگی کنید زیر یک سقف. 

سلام. بابت این اتفاق متاسفم.  هر وابستگی ای بده چه به اشخاص برای کنترلگری اونها چه به مواد.&n ...

شوهرم فرشته است و خیلی دوسم داره.ولی تازگیا میگه بخاظر پدرت داری زندگیمون خراب میکنی.راستم میگه...دیشب یه حرفی زد خیلی منو ب فکر فرو برد.گفت من اگر مادرم بمیره میرم یه فاتحه براش میخونم و تمام.گفت پدرت که از مادرت عزیز تر نیست ک‌انقدر داری خودت داغون‌میکنی..وقتی ذره ای بهت اهمیت نمیده چرا اینجوری میکنی.همش میگه یکم‌بیخیال شو یکم بیا ب فکر زندگیمون باش.خیییلی دوسدارم بهش فکر نکنم ولی نمیتونم.بابامم اصلا همکاری‌نمیکنه بخدا دارم دق میکنم

شوهرم فرشته است و خیلی دوسم داره.ولی تازگیا میگه بخاظر پدرت داری زندگیمون خراب میکنی.راستم میگه...دی ...

بببینید، 

من یا شما مسئول زندگی افراد نیستیم. این توهین به پدرتون هست که اون رو به خودتون وابسته نگه دارید. 

اون باید بتونه تصمیم بگیره و حتی شاید یه زمان بخواد ترک کنه یا مجددا ازدواج کنه. 

اگه پدرتون رو به همین حال بگذارید، هرگز به خودش نمیاد! چون به شما وابستگی پیدا کرده. 

اینطوری زندانیه و خو دش خبر نداره. 

شما میتونین با برادر یا خواهراتون صحبت کنید برای اینکه ایشان متقاعد بشن به درمان نیاز دارن. حالا که گارد داره به مواد گیر ندین فقط بگید که غمگینه و زندگیش پاشیده بهم. 

میتونین قبل اینها با یه دکتر روانپزشک هم صحبت کنین

اونها هزارتا مورد بدتر ازین موارد رو حل کردن. و میتونن راه جلو پاتون بگذارن. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز