بببینید،
من یا شما مسئول زندگی افراد نیستیم. این توهین به پدرتون هست که اون رو به خودتون وابسته نگه دارید.
اون باید بتونه تصمیم بگیره و حتی شاید یه زمان بخواد ترک کنه یا مجددا ازدواج کنه.
اگه پدرتون رو به همین حال بگذارید، هرگز به خودش نمیاد! چون به شما وابستگی پیدا کرده.
اینطوری زندانیه و خو دش خبر نداره.
شما میتونین با برادر یا خواهراتون صحبت کنید برای اینکه ایشان متقاعد بشن به درمان نیاز دارن. حالا که گارد داره به مواد گیر ندین فقط بگید که غمگینه و زندگیش پاشیده بهم.
میتونین قبل اینها با یه دکتر روانپزشک هم صحبت کنین
اونها هزارتا مورد بدتر ازین موارد رو حل کردن. و میتونن راه جلو پاتون بگذارن.