اکثر مواقع از سیاست زنانه گفتن.
که زن برای اینکه مردش بهش اهمیت بده یا بهش اجازه خیلی کارهارو بده یا خرج کنه یاسمت زن دیگه نره یا مادرشو ترجیح نده به زنش ...
اینکارو و اونکارو بکنه.
ولی میخوام امروز از زندگی یه خانواده مثال بزنم و از سیاست مردانه بگم.
زندگیه یک خانواده سالم.
یه بنده خدایی (آقا)وقتی که میخواست ازدواج کنه.دوستش بهش گفت:اگه میخوایی زندگی خوبی داشته باشی به زنت میدون بده.محدودش نکن. (دوست خوب هم نعمتیه)
همیشه یادم میاد اگر آقا با رفیقاش میرفت قلیون بکشه.
به جا اینکه فقط رفیق بازی و استراحتو برای خودش بدونه.به زنشم میگفت تو هم حق داری.رفیق پیدا کن برو باهاشون خونه هم.بیرون یا پارک.
اجازه میداد زنش رانندگی کنه.اعتماد به نفسشو نمیگرفت.
بهش کارت میداد و ازش میخواست بره خرید کنه و ماشینو تقسیم میکردن.یکبار خانوم با آژانس یا تاکسی میرفت.یه بار هم آقا با تاکسی و یا آژانس وخانوم با ماشین شخصی.
اگر مهمون دعوت میکرد.مخصوصا فامیل.بعضی مواقع.غذا از بیرون میگرفتن.
چون میدونست بچه داری کردن در کنار مهمان داری و آشپزی خیلی خیلی سخته و درکشو داشت.
تو کار خونه همراه زنش بود.
اگر آقا برای مادرش یا پدرش هدیه میخرید و یا کار خیری میکرد.قبل از اون یا بعدش حتما برای همسرش هم جبران میکرد.
اگر آقا وقت میزاشت و خانوادشو(مادر و پدر) مسافرت میبرد.حتما با وجود مشغله زیاد.زمان برای مسافرت با خانواده (زن و بچه)هم کنار میزاشت.
یکبار ندیدم چیزی از هردو طرف بهم تحمیل کنن.یا مشکلاتشون واردفامیل بشه.
هیچوقت ندیدم تو جمع آقا با زنش دستوری صحبت کنه یا توی جمع بهش اخطار یا تذکر بده.
هیچوقت ندیدم از زنش بخواد که بیاد خونه مادرش کار بکنه.اگر کاری هم بود خودش انجام میداد.
باهم مثل دوتا دوستن.
الان بههمه چی هم رسیدن خداروشکر.
مرده نمیزنه تو سر زنش که من خرج میکنم من میرم سرکار خونه به نام منه.مگه زنم چیکار کرده.به راحتی خونه رو به نام زنش کرده.
زنش همیشه آراسته هست.
اسم بچه هارو با مشورت هم انتخاب کردن و نه خودخواهی یه طرف.
از اون طرف مطمئن هستم که خانوم هم در کنار همسرش با این زندگی راه اومده و محبت همسرشو جبران کرده.
زندگیشون واقعا خوبه خداروشکر
بعضی وقتا ذهن آقایون رو با این پر میکنن که اگه به زن رو بدی.پررو میشه و دیگه نمیشه کنترلش کرد.
زندگی با این افکار هم دیدم.که اتفاقا زیاد هم هستن.
مردی که میگه اولویت من فقط مادرمه.و زن پیدا میشه بازم.
مردی که میگه.زن مگه تو خونه چیکار میکنه.
مردی که زنشو تحقیر میکنه.
مردی که زنشو حبس میکنه.
بهش خرجی با اکراه میده.
...
این زندگی نتیجش میشه
دورویی،غر زدن،گریه،تنش،مخفی کاری،زنی که خرج داره ارج داره،سیاست زنونه،کینه،سردی،تو سر زدن،حساب کتاب کردن...
که همه اینا باعث میشه نه مرد آرامش داشته باشه و نه زن نه بچه ها.در نتیجه فرار از خونه و احتمالا طلاق عاطفی یا جدایی قطعی..
و این آقا با هرکسی دیگه هم ازدواج کنه فایده ندارد چون خودشو و افکارشو تغییر نداده.
ارزششو نداره.
زندگی که بخوایی تنها پیروز داستان باشی و حرف حرف تو،منطق فقط منطق تو باشه.
آزادی فقط برای خودت.رشد فقط برای خودت.تفریح فقط برای خودت،قدردانی فقط برای خودت...
هیچ ارزشی نداره.
بالاخره یه روزی یه جایی طرف مقابل خسته میشه.
همون مجرد بمونی کنار مادرت.ارامش بیشتری داری.خودتم اذیت نمیکنی.
زندگی میدون جنگ نیست.