سلام دوستای عزیزم الان که اینو مینویسم حالم واقعا خوب نیست.خواهرم داره به شوهرش خیانت میکنه.قبلا هم این کاروکرده بود و کلی دردسربه خاطرش من و شوهرم کشیدیم داشت لو میرفت و شوهرش میفهمید.بابدبختی به خاطر بچه اش این موضوع رو جمع کردیم و قسم خورد وقول داد که دیگه این کارو نمیکنه.یه تایمی دوباره بهش شک کردم بهش گفتم جون بچه اشو قسم خورد ک اشتباه میکنم.این موضول مال دوسال پیش و شاید بیشتره ولی دیروز همون پسری که باعث این مشکلات شد و با ابجیم بود بهم زنگ زد گفت که دوباره بااون رابطه داره ولی میخواد که تموم بشه این رابطه ولی خواهرم با یه پیرمرد که داشت بهمون کمک میکرد به شوهرم به دوستامون تقریبا ادم خیریه.حالا اون گفت که خواهرم بااون روخم ریختن و یکسره پیرمرده بهش پیام میده و وسوسه اش میکنه که اگرباهاش باشه توزندگیش همه چی و فراهم میکنه.شوهر ابجیم ادم بی احساسیه واس همین هی رو میاره به این و اون.نمیدونم الان باید چیکارکنم شما جا من باشید چیکارمیکنین؟؟؟لطفا منطقی بگید نمیتونم یهو برم بگم من میدونم اینارو