2777
2789
عنوان

زندگی متاهلی

| مشاهده متن کامل بحث + 28341 بازدید | 538 پست

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

سلام عزیزدلم  بهم بگو دلیل سکوت طولانی پارتنرم چیه؟ راجب حسش بهم و ازدواج باهمم هرچی حس میکنی ...

حسی که دارم .اینه . همدیگر رو خیلی دوست دارین .

ولی به خاطر این سکوت یه چیزی نمیزاره 

من خودم رشتم جوریه که کلی کتاب روانشاسی میخونم عزیزم ولی هیچ راهی برای کسی که نمی‌خواد تغییر کنه وجو ...

اها متاسفم. حالا این راهم امتحان کنید من انجام دادم نتیجه داد. اولش کارهای که برات میکنه بگو ولی نه وقتی داره انجام میده ها قبلش . مثلا اشغال میبره نگو عزیزم اشغال ببر وقتیکه نبرده بگو اونم وقتیکه بیکار و ریلکسه یه وقتی بدونی حتما انجام میده وقتی انجام داد بروش لبخند بزن یا یه تشکر کوچولو.  زیاد نه. بعد که چند بار این کوچولو کارا رو گفتی یه کار یزره بزرگتر بخوا مثلا عزیزم‌منو میبری پیش مامانم ؟ اون میگه نعععععع! بگو اشکالی نداره عزیزم هر وقت تونستی ببر . بعد چند بار هی برو مرحله یک درآ مرحله دو ولی همش نگو ببر خونه مامان که لج کنه مثلا بریم؟ پارک بریم؟ خرید عوض کن نفهم داری روش کار میکنی ؟ خیلیم زیاد نگو دو سه روز یبار . بعد برو مرحله ۳ بگو مثلا عزیزم میری شیشه شیر بخری؟ اون میگه دارم فوتبال میبینم تو دیگه نگو آها باشه عزیزم بعدا . بگو اخه عزیزم احتیاج دارم اون هی بخونه میاره، تو بدون داره ترم میشه مثلا میگه حال ندارم تو بگو تورو خدا بخند و خودتو لوس بکن ولی باز گفت نعععععع برو مرحله دو . هی تو این مراحل رفت و آمد کن اون بالاخره به حرفت گوش میده وقتی انجام داد ازش صمیمانه تشکر کن بگو وای مرسی عشقم و مثلا بپر بوسش کن و بگو خیلی کمک بزرگی بود مونده بودم چند شیر بخرم. ولی دیگه نه انقدر که فکر کنه اپل و هوا میکرده . هی تو مراحل رفت و عقب کن من به هر کی گفتم قشنگ نتیجه گرفته اون اگر محبت ندیده بهتر جواب میده شک نکن 

اها متاسفم. حالا این راهم امتحان کنید من انجام دادم نتیجه داد. اولش کارهای که برات میکنه بگو ولی نه ...

نه عزیزم اصلا مشکلم این مسائل کوچیک نیست وگرنه حل میشد  مشکلم خیلی بزرگ تره نمیتونم بگم مشکل رو با عرض معذرت 

اول ازدواج برای من ،اختلافها خیلی ناگوار بودن ،و خب اشتباهم این بود ک سکوت میکردم و میخاستم ظاهر و آبرو حفظ بشه ،اما بعد چند سال واقعا دیدم از اعتماد به نفسم چیز زیادی نمونده و خشم زیادی هم داشتم و شروع کردم ب مقابله و گاها دعوا ،و اونجا بود ک همسر و خانواده‌اش دست پاشونو جمع کردن،احترام گذاشتن باید دوجانبه باشه،نمیشه شما مراعات کنین و اونها پرروبازی دربیارن،ب این نتیجه رسیدم که نزارم هیچ ناراحتی و رنجی توی دلم بمونه و اینکه خودم از همه مهمترم و اگر همسرم میخاد کنارش باشم باید ب خواسته من اهمیت بده،عشق و علاقه هم بنظرم جاشو به انس گرفتن و آرامش از حضور هم میده و حس یکی شدن

متاهل ۴۰ ساله و مادر سه فرزند،برادر محترم لطفا درخواست نده ،بنده جای مادرت!

نه عزیزم اصلا مشکلم این مسائل کوچیک نیست وگرنه حل میشد  مشکلم خیلی بزرگ تره نمیتونم بگم مشکل رو ...

مبدونم منظور من از چیزای کوچک اول شروع کن بعد برس بزرگ . نه بابا چرا معذرت میخواهی من میخوام کمکی کنم . چون کردم و شد منو همه دوستان و آشنایان.اینو دکتر گری یادم داد . از خودم نیس به مرور چیزای بزرگتر میخواهی اما نه اون که متوجه انجام بده ها. مثلا عزیزم یه گلوبند بخر خوب نمیتونه .‌به مرور خواست تو زیاد کن امتحانش که ضرر نداره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز