شبی دور از تو در این کوچه ی بن بست می میرم
به یاد آرزوهایی که رفت از دست می میرم
نمی آیی و من چشم انتظارم تا دم آخر
چه مظلومانه وقتی که دلم تنگ است می میرم
جهان بی شقایق را نه می فهمم ، نه می خواهم !
بدون داغ دیدن تا شقایق هست می میرم
به قول حضرت نیما : همین که دست نیلوفر...
به پای سرو کوهی دام خود را بست می میرم
دو بیت از آخرین بغضم به جا می ماندو یک شب ...
کنار دفتر شعرم ، قلم در دست می میرم...