متاسفانه ی جور رفتار کردن ک انگار چون ما تو شهر بزرگتری هستیم وظیفهمونه و چون بابام بچه اول باید جورشونو بکشه...
بخدا مادربزرگم مامانم بابت قبولی دانشگاهم جشن مفصلی گرفته بود نیومد الان برا دکتر چپ و راست خونه ماس
این همه رفتم غربت یه هزاری بهم نداد درحالی ک عمه بابام ی پیر زنه بقول ما بهم سر راهی میداد هربار میگفت دانشجویی جوونی دستت خالی نباشه یا مثلا وقتی اولین بار اومده بودم شام دعوتم کرد
خداشاهده بحث پول و ایناش نیس بحث اینه از من خوششون نمیومد مامانمو چزوندن هست و نیست بابامو گرفتن اخرشم طلبکارن