من و خانوادم خیلی فاصله داریم اونا بجنوردن من اصفهانم اینجا کلی غریبم هیچکسو ندارم
زنگ خونه رو زدن شوهرم بود درب حیاط رو باز کردم رفتم تو اتاق اومدم بیرون دیدم آبجیمو شوهرم و پدر و مادر و داداش و زنداداشمم یهو گفتن سلااام🥺🥺🥺🥺از پارسال ندیده بودمشون گفته بودن بعد خرداد میان امشب بی خبر اومدن😭😭😭شوهرمم خبر داشت بهم نگفته بود😬😂