من امروز مامانم اومده بود مدرسمون واسه امتحان ها بعد سن زیادی هم نداره که بگم حالا اینجوریه بخاطر پیری و اینا ولی اصلا به خودش نمیرسه مثلا موهاش مرتب باشه خوبم لباس نمیپوشه ارایشم که کلا هیچی حالا منظورم به ارایش نیست بعد امروز من بخاطر این قضیه که با دوستام برخورد کرد خودشو معرفی کرد بهشون خیلی خجالت کشیدم اخه مامانم یه اخلاقی داره بی دلیل میره سراغ بقیه من سر جلسه امتحان بودم بی دلیل خودشو به همکلاسی هام معرفی کرد اونم اینجوری من خیلی خجالت کشیدم ذوب شدم بعد الانم باهاش دعوام شده من همیشه خونسرد بودم سر این قضیه چون مامانم چند ساله اینجوریه بهش احترام میذاشتم ولی دیگه الان صبرم کلا تموم شده.... شما بودین چیکار میکردین
خب چرا هیچ وقت توقعت از مامانتو بهش نگفتی باید اینو بهش بگی که دوست داری در مواجه با دوستات چطوری باشه رفتارش و ظاهرش اون حتما فکر میکرده با این مسیله مشکلی نداری و فکر نمیکرده رفتارش باعث ازارتون میشه
ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم! بگذار بگویند غیرمنطقی هستیم یا ضد اجتماعی هستیم، اما به این میارزد که خودمان باشیم. تا زمانی که رفتار ما و تصمیمهای ما به کسی آسیبی نمیزند، ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم. چقدر زندگیها که با این توضیح خواستنها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفتهاند
منم وقتی راهنمایی بودم این اتفاق برام افتاد . مامانم با یک چادر رنگ و رو رفته . ۸ ماهه باردار . صورت پر از لک . کفش های پر ازخاک . بدون هیچ گونه آرایش اومد مدرسه من . حس و حالت رو کاملا درک میکنم . من هروقت بخوام برم مدرسه دخترم از بهترین هام استفاده میکنم و میرم نکنه یه وقت دخترم خجالت بکشه