اون اقا ازدواجی نبوده و ب زور مادرش ازدواج کرد
الانم مجرده...
چم و خم دادگاه رو وارد بود چون وکیل بود
بخاطر مهریه طلاق نمیداد میگفت ببخش تا طلاق بدم
...
جلو خواهرم با دختر خالش و دختر دوست خانوادگیشون شوخی میکرد پیرهنش هم یه بار رژ لبی بود
ترجیحش این بود ک حرف حرف مامانش باشه
اون میگفت بنیر میگفت چشم
میرفتن بیرون ترجیح مامانش این بود دختر خواهرش جلو پیش پسرش بشینه تا عروسش
همیشه هم فکر میکرد پسرش خیلی کم توجه شده بهش