انگار هرچی ت این دوسال تحمل کردم ریختم ت خودم امروز زده بیرون
پول خونه گرفتن و عروسی گرفنن نداریم خواهر شوهذم هی میگه فلانی واسه ابجیش ت عروسیش انگشتر خربد
خانوادم زنگمیزنن چی شد پول نزد و که ی میخواد پول بده (با برادرم کار شریکی زده بودن ضرر کردن جمع کردن)
در مورد کار بابام مامانم سمت داداشمم میگیرن با شوهرم و خانواده ی شوهرم شدن دشمن
فشار همشم رو منهههههه