منم ۵ ساله ازدواج کردم
من فهمیدم هیچی اندازه درست حرف زدن کمک کننده نیست
جلوی تو از پسرشون تعریف میکنند شاید چون شما رو انقدر لایق و توانمند می بینند که میخوان یه وقت پسرشون کم نیاد بنظرت و از خوبیهاش میگن که بدونی همسر خوبی نصیبت شده
در نهایت حستو درک میکنم ولی حساسیت نشون بدی جالب نیست
در مورد کار خونه همسر منم همین بود .. اینها فکر میکنن داریم دستور میدیم یا کار براشون تعریف میکنیم
من خودم الان کارهایی که هست رو میگم و میپرسم کدوم قسمت میتونی کمکم کنی .. بهت نیاز دارم
اینطوری حس حامی بودن دارند .. بعدشم میترسند وظیفشون بشه .. برای همین مثلا همسر من اکثرا جارو میکشه گاهی هم من میکشم که حالت همکاری بگیره
در مورد دوستی و صمیمیت هم یه روز که رو فرم بودید تعریفتون رو از صمیمیت به هم بگید .. برداشتتون از این کلمه چیه
و در نهایت همیشه همه چی مورد رضایت نیست ولی برآیند رابطه مهمه و رو به رشد بودن شناخت و صمیمیت