2777
2789

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

ن حرف بزنی ببینی کمبودش کجاست؟  نیازش چیه؟ فازش چیه؟

برم بگم چرا نگاه می‌کنی کمبودت چیه من چی کم دارم یا با زبونش خرم‌میکنه میگه هیچی کم نداری و عادیه همه میبینن همکاران میبینن و ندیدم و دروغ یا اینکه دعوا راه بندازه که آره تو کم گذاشتی اینا همه ذات کثیفه دست من نیست 

و اینکه در جوابتون زدم خواهرم که بدونید.با تچکر


خانما هم بهم میگن خواهر . 

هرکسی ام نمیاد پروف ببینه زده اقا ن 

خیرپیش😐

😍✨دخترکوردم .میل به زندگی دارم🍩عشقم همسرمههههه💛💛 دلم برای سقز تنگ شده😭دیااارم 🍬🍬🍬تاپیکامو دنبال کنید 😁  تاپیک هایی که برای استاد زبانم میذارم رو نگاه کنید  و استفاده کنید .قطعا موفق میشید🍸من مدیونشونم .با این شرایط اقتصادی بد  به من کمک کرد به خودم بیام😊🌹امید هست
برم بگم چرا نگاه می‌کنی کمبودت چیه من چی کم دارم یا با زبونش خرم‌میکنه میگه هیچی کم نداری و عادیه هم ...

بنظرم دفعه بعدی دیدی داری نگاه میکنه گوشی رو بزن تو صورتش بشکون 

کسی ک آنقدر براش عادی شده 

ولش بابا حرص نخور.

دفعه بعدی اصلا بگو بیا باهم ببینیم ببین میگه ن یا میگه باشه

✔️𝓑𝓮 𝔀𝓲𝓽𝓱 𝓖𝓞𝓓, 𝓫𝓮 𝓴𝓲𝓷𝓰
بنظرم دفعه بعدی دیدی داری نگاه میکنه گوشی رو بزن تو صورتش بشکون  کسی ک آنقدر براش عادی شده&nbs ...

روش خوبیه بهش بگو بیا باهم ببینیم حالا که اون دغل بازی درمیاره چرا تو اینکارو نکنی بگو بیا باهم ببینیم 

بعد اگه دیدید ببین واکنشاش چیه چی میگه 

جغد بعدی😅

😄آره دیشب نمیددنم چرا خابم نمیبرد

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز