2777
2789
عنوان

شوهرم میگه بهت اعتماد ندارم

| مشاهده متن کامل بحث + 1900 بازدید | 58 پست
بهت هشدار میدم اصلا و ابدا حرف طلاق رو نزن  راه‌های زیادی برای جلب اعتماد طرف مقابل وجود داره ...

مشاوره خوب سراغ داری بتونه مشکلمو حل کنه؟چون خودم سراغ ندارم پیش یکی رفتم میگف هرچی میگه بگو چشم خب منم دل دارم نمیشه ک اینجوری

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خودش لابد اینکارست خواهر کسی که به خودش شک داره و خودش اینکارس به زنش گیر میده بزن له اش کن

تازه قصد داره اسممو تتو بزنه رو دستش منم قبلن قبول کرده بودم ولی با این داستانی ک پیش اورد گفتم عمرن بزارم تو منو نسبت ب ذهنت شک انداختی چون حتمن خودت قصدی داری از تتو زدنت ک فک میکنی منم مثل توعم 

هر یک ماه یبار سر پوشش دعوا داریم من واقن اعصبی شدم سر این موضوع

عزیزم هیچکدومتون مشکلی ندارین شوهرت چون دوستت داره بهت گیر میده چون براش مهمی که انقد حواسش بهت هست عزیزم بهترین راه اینکه یه جلسه بزاری باهاش بیرون از خونه تو طبیعت یه جاییکه حال دوتاتون جا بیاد خودتون دوتا باشین فقط بعد باهاش در این رابطه صحبت کن براش دلیل هاتو بگو تهش احساستم قاطیش کن بعد بهش بگو من این مشکلو داشتم اومدم بهت گفتم چون فکر کردم تو میتونی برام حلش کنی بعدم آخرش حتما سعی کن به یه توافق دونفره در این باره برسید یه قانونی چیزی بزارین برا خودتون که هم شما راضی باشی هم اون البته شما هم حتما دلایل اونو منطقی و عادلانه گوش بده شاید حرف بدی نمیزنه شاید حرفشو داره بد میگه بلاخره باهم به یه توافقی برسید اینطوری بهتره بنظرم 

تواضعی عزت بخش                                               به خدا تواضع کن و در برابر فرامینش مطیع باش تا زورگویان نتوانند تو را ذلیل و فرمانبردار خود کنند            ارزش هرفرد متناسب با فرمانده اوست 💕
بگو زندگیی که توش اعتماد نباشه باید تموم شه...........جدی بگو................دیگه تکرار نمیکنه

امتحان کردم قبلن لج میکنه بدتر میشه همه چی و همه بر علیه من وایمیسن ک حالا گوش بدی چی میشه سره پوشش میخای زندگیتو تباه کنی و فلان

مشاوره خوب سراغ داری بتونه مشکلمو حل کنه؟چون خودم سراغ ندارم پیش یکی رفتم میگف هرچی میگه بگو چشم خب ...


نمیخاد هرچی میگه بگی چشم. اما بخاطرش یکم رعایت کن. الان اول زندگیتونه یه خورده حساسه. تو دامن نزن به حساسیتش. لج هم نکن. یکم میل دلش رفتار کن. باور کن هیچ اتفاقی نمیفته. یکم زمان بگذره وقتی بببینه فکراش اشتباه بوده دیگه بهت گیر نمیده

مشاوره خوب سراغ داری بتونه مشکلمو حل کنه؟چون خودم سراغ ندارم پیش یکی رفتم میگف هرچی میگه بگو چشم خب ...

قبلش صحبت نکردید راجع به پوشش؟

آخه بعد از ازدواج که جای این حرفا نیست

کریستین بوبن نویسنده مورد علاقه من تو کتاب دیوانه وار می‌گه هنر اصلی هنر فاصله هاست. زیاد نزدیک به هم می سوزیم. زیاد دور از هم یخ می زنیم. باید جای درست را پیدا کنیم و همان جا بمانیم.برای من عجیبه ما معتقدیم به دوری و دوستی ولی اصرار به ازدواج داریم. بله فرار از تنهایی نیاز به حس امنیت و یک رابطه جنسی مستمر و سالم و در نهایت فرزند آوری هست ولی باید به این جنبه هم فکر کرد که چقدر دوست داشتن واقعی را با عادت کردن به ف*اک دادیم؟ حسابش را کردیم که چقدر استعداد خصوصا زنان به تبع ازدواج از بین رفته؟ حسابش رو کردیم که چقدر آدم مهاجرت تحصیل تو بهترین دانشگاه ها شغل در یک شرکت بین المللی و یا دنبال کردن هنر و کار مورد علاقه رو گذاشتن پای این حضور همیشگی کنار هم ؟ پس اگه زندگی شما از عشق ناب به عادت رسیده اگه ازدواج شما چیزی شبیه به توقف پروژه توسعه فردی بوده اگر برای رشد یک نفر باید جای پایش روی شانهء له شده دیگری باشد اگر فارغ از فشار خانواده و دید جامعه و قانون آدم ثروتمند و قدرتمندی بودید انتخاب شما در این لحظه دیگه همسر شما نیست باید بگم چیزی شبیه به مرگ تدریجی رو تجربه می کنید. برای دوباره عاشق شدن و عاشق موندن تلاش کنید به طول زندگی فکر نکنید مهم نیست چند روز و چند سال کنار هم هستید به عرضش فکر کنید به اینکه از لحظه لحظه ی زندگی کنار هم لذت بردید یا نه برای من خیلی عجیبه آدم ها از خیانت می ترسند اما از عادت نمی ترسند آدم مگر چند بار زندگی می کنه که بیست سی چهل سال رو با کسی بگذرونه که لاجرم باید با اون باشه دوستش نداشته باشه و مثل یک کارمند مثل یک هم‌خانه باهاش ادامه بده.
مگه اون ۱ سال نیم باهم بودین تورو نشناخته 😐 چطور این اخلاق هاش رو تو نامزدی ندیدی  بابا طلاق ...

خب دو ماه مونده بود ب عروسیم این رفتاراش نشون داد و منم اونموقع دگ دختر نبودم و ترسیدم ازین موضوع 

امتحان کردم قبلن لج میکنه بدتر میشه همه چی و همه بر علیه من وایمیسن ک حالا گوش بدی چی میشه سره پوشش ...

خوب اگه پشت نداری پس هیچی

دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......

عزیزم هیچکدومتون مشکلی ندارین شوهرت چون دوستت داره بهت گیر میده چون براش مهمی که انقد حواسش بهت هست ...

میشه راهنمایی کنی چیکار کنم چجوری احساسات قاطیش کنم.؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792