سلام من حدود یک سال پیش از یکی از همکلاسی خوشم اومد تا چند ماه پیش که واقعا عاشقشون شدم در صورتی که واقعا فکرم را درگیر کرده بود اون موقع نگفتم بهش چون شخصیت درونگرا و خجالتی و گاهی هم مغرور داشت تا بعد از تعطیلات امسال که کلا رفتارش با من عوض شده بود سر همه کلاس ها جلو من وایمیساد و ارتباط چشمی برقرار می کرد یا در ردیف که من بودم می نشست و زمانی که کلاس تموم میشد هی به وسائلش ور می رفت تا من بخوام از کلاس خارج بشم و ارتباط چشمی بگیره یه روز به بهانه جزوه بهشون پیام دادم و ایشون 1روز جزوه جور کرده بود و فرستاده بود با این که میتونست بگه ندارم متاسفانه و زمانی که من بابت جزوه ازشون حضوری تشکر کردم نگاه کرد به چشمام و با یه لبخند خجالتی سرخ شود و جواب داد خواهش میکنم و... گاهی هی میدم دوستام میگفتن سر کلاس خیلی بهت نگاه میکرد هم خودش هم دوستاش و دوستای من هم فهمیده بودن تا این که هفته که رفتم و بهشون همه چیز را گفتم البته به خاطر این که بار اولم بود خیلی سریع و بدون مقدمه چینی رفتم و بهشون گفتم قبل این که بهشون بگم وقتی فامیلشون را گفتم خیلی خوشحال شد و طرف من اومد که ببینه من چیکار دارم و باز هم ارتباط چشمی برقرار کرد ولی وقتی گفتم من بهتون علاقه دارم میشه بیشتر با هم آشنا بشیم یهو نگاهش را دزدید و گفت نه متاسفانه .از دیروز احساس میکنم که این حرف دلش نبوده و روم هم نمیشه دلیلش را ازش بپرسم .نمیدونم دارم از این تضادها دیونه میشم از دیشب تا حالا اینقدر فکر کردم که دارم دیونه میشم اصلا خواب و خوراک نداشتم و... نمیدونم آیا چند ماه دیگه بهشون بگم دوباره و دوباره این هفته نمیدونم واقعا مظطرب بود کلا منو که میدید فرار میکرد و همینجور سر کلاس ناخوناش را میخورد این هفته در فضای مجازی هم واقعا کار های عصبی انجام میدادن مثل این که Bio اینستاگرامشون را قلب باند پیچی شده گذاشته بودن و... میخوام بدون آیا ممکنه پشیمون شده باشه یا اون لحظه وارد شک شده باشه چون واقعا وقتی که من بهشون گفتم یک لحظه رنگشون پرید چون من هم بی مقدمه و سریع رفتم سر اصل مسئله . لطفاً کمکم کنید . ممنون
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
نه ببین مخاطبینو پاک کردم از گوشیش مثلا من الان شماره شمارو دارم شما روبیکا نصب میکنی برامن میزنه این شخص به روبیکا پیوست میخوام ببینم برا اون طرف هم میره یا نه
بعضیا هم کسی رو دوست میدارن اما شرایط زندگی و خانوادگیشون طوری هست ک نمیتونن به غریبه جواب مثبت بدن و میمونن سر دوراهی
پسر باید پیگیری کنه
هشت سین 🌺 یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند ؟ کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد 🌺 کی بشه که بگم شد 💜 یعنی میشه که بشه ؟ 💜 ششمین سال انتظار 💜 من منتظر تو، تو منتظر چی ؟ بیا دیگه خب 💜 در آستانه چهل سالگی، باز هم انتظار بهتر از اتمام 💜 فلانی جانم، من بدون تو میتونم زندگی کنم، بخندم، شاد باشم، انرژی ببخشم، اما اگر تو باشی، همه اینها رو راحت تر انجام میدم ، همین 💜 ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم، یعقوب پسر دید زلیخا که جوان شد 💜۲۸ تیر، چه دل خونیه ، حالم خراب تر از اونکه بدونیه 💜 اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم 💜چشمات 🧿 آخ چشمات 💜 صبر من رفته دگر بر باد از دل 💜 گر حال زار دلم را بخواهی، با تو چه گویم که بر آن گواهی 💜 نفهمیدی که عشق و جان منی، جان که چه گویم جهان منی، نفهمیدی در دلم چه گذشت، تو قرار دل بیقرار منی💜 تو نباشی منمو چشمای ترم 💜 عادلانه نیست من بمانم و حسرت مدام ، عادلانه نیست قسمتم از این عشق ناتمام💜 تنها تو انبار کاه، هی میگشتم دنبال نخ سوزنای اشتباه💜 فلانی جان، از امروز بتی که از تو ساختم رو میشکنم، اگر روزی لحظه ای روزگاری دلت برا من تپید و به من پیشنهادی دادی بعد میسازم همه چیزهایی که باید بسازم، عاشقانه هم میسازم اما الان که نیستی و قراری هم نداری با من بهتره که خط بکشم روت 💜 تموم لحظه های این تب تلخ، خدا از حسرت ما باخبر بود، خودش مارو برای هم نمیخواست، خودت دیدی دعامون بی اثر بود 💜 مقاومت میکنم تا زمانی که تو رو ندارم دلنوشته ای ننویسم به یادت فقط اینکه امشب یه جوری ام دلتنگ نیستم فقط یه جوری ام انگار جام زندگیم ترک داره و عمرم داره هدر میره🍀 نه ، نشد که بیخیال شد ، تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد، زندگی درد قشنگیست که جریان دارد 💜