من دیشب تا صب داشتم امتحانامو میخوندم
ساعت ۸ و نیم امتحانم تموم شد رفتم خونه ی مامان بزرگم ، اونا بهم چایی دادن و ... (ی زن و مرد پیرن) منم اینقدر خسته بودم یهویی بیهوش شدم روی مبل روم پتو انداختن و ... نهار پام کردن خوردم دوباره بیهوش شدم یهو یکی زنگ زد بهم ک کارش مهم بود منم بدو بدو اماده شدم رفتم بیرون
الان حس بدی دارم به جای اینکه من واسشون بیارم گناه دارن یکسره خوابیدم ....
از نظرتون فردا برم پیششون کلا بخوابم؟