2777
2789
عنوان

محفل دوستانه

| مشاهده متن کامل بحث + 43275 بازدید | 6304 پست
سلام فرزانه جونم چون همیشه بیرون بودی سختته  انشالله فسقلت  بزرگترشدن ازمهربرمیگردی سرکار

آره بخاطر همون سخته.

حالا مشکل اینجاس تصور اینکه تنهاش بزارم برم سرکار هم خیلی سخته😔 

اگر تا ابد هوای دیدنت نیفتد از سرم چه کنم؟!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

آره بخاطر همون سخته. حالا مشکل اینجاس تصور اینکه تنهاش بزارم برم سرکار هم خیلی سخته😔 

میخوای من بیام تبریز بچه هام پرستارخوبین برافسقلت اما دوستیشون متل خاله خرسه هست

لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم  خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام  دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدم‌ها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖

عزیزم اولن که بخاطر تجارب سختی که تو بهترین دوران زندگیت داشتی عمیقا ناراحت شدم. هر کس دیگه ای هم‌جا ...

مدیریت هر رشته ای میتونه تو دانشگاه ادامه بده؟؟ مثلا مدیریت چی میشه یکم توضیح بدی من خیلی فاصله داشتم زیاد سر در نمیارم چندسال تو خونه بودم الان میخوام برج وارد فضای تحصیل بشم خیلی احساس میکنم چیزی بلد نیستم 

 @taniisaa

عزیزم  حتما اینکار بکن اگه انجامش ندی تو ته ذهنت میمونه بعداحسرتشو میخوری قطعا این فکر خدا به دلت انداخته پس میتونی بهش برسی مطمئن باش حتی بالاتر از تصورت به موفقیت میرسی

تو لایق بهترینها هستی همسرت مشوقت هست 

هم اعتماد بنفس بیشتر میشه 

هم دیگه بخودت مدیون نیستی 

بکنار تحصیل با افراد موفق و خوبی آشنا میشی 

و درهای موفقیت به روت باز میشه

خیلی بده تو خونه موندن من الان چندین ماهه کاملا خونه نشینم. دست و پام بسته اس یطورایی. واقعا به تنگ ...

واقعا میفهممت منم غریب بودم تنها روزا شوهرم ۶ صبح ک درو میزد میرفت دوباره خودش ۷ شب این در رو باز میکرد نمیدونی یه روزایی میزدم زیر گریه هق هق گریه میکردم دست خودم نبود 


تنها بودم هیچ کس نداشتم همسرم همش سرکار بود ن جایی داشتم برم ن کسی داشتم یک کلمه باهاش حرف بزنم گذشت و رفتم با پول عیدی دخترم یه کالسکه براش خریدم و عصرا میرفتم تا پارک محله پیاده روی 


بماند ک بدتر میدیدم دخترا میان با مادراشون و خانواده شون و من تنها هی میگفتم خوش ب حالشون بدتر حالم بهم می‌ریخت یه وقتایی تا خونه اشک می‌ریختم یه وقتایی آنقدر دخترم اذیتم میکرد گریه ام میگرفت 


کالسکه به دست بچه به بغل با بغض بزرگ برمیگشتم 


واقعا بچه داری و تنهایی خیلی سختههه اینا رو گفتم ک بگم لحظه به لحظه چیزی ک تجربه میکنی میفهمم 


یه روزایی ب همسرم میگفتم من یک هفته هست پامو از در خونه بیرون نذاشتم ولی خبر خوب این ک همیشه اینجوری نمیمونه 


بزرگ میشه میشینه تو ماشین فقط خودت باید همت کنی پاشی ببریش بیرون پارک تابش بدی ما صبح رفتیم باهم پارک بستنی خوردیم برگشتیم بابا هم سرکار بود دوتایی بخاطر روحیه خودت وهم چنین بچه ک احساست مستقیما تاثیر میذاره روش باید حال خودتو عوض کنی خودت رو دست روزمرگی نسپر 


نشین تا بقیه بیان حالتو خوب کنن خودت دلیل حال خوب خودت باش من ب این نتیجه رسیدم اطرافیان ققط حال منو بهم میریختن و زحمت داشتن فقط ولی فهمیدم هیچ کس جز خودم نمیتونه حالمو خوب کنه من از دل روزای خیلی سختی اومدم بیرون 



شاید اگر کسی این چیزایی ک تجربه کردم تجربه میکرد حتما یا از خونه فراری میشد یا خودش رو میکشت ولی سعی کردم قوی بمونم وقتی مینا میگه بخاطر درس بچه ها نرفتم این کار نکردم بچه ها درس داشتن من دوس دارم بغلش کنم از پشت گوشی 


بگم چقدر عاشق مادرایی هستم ک درک میکنن بچشون رو میفهمنش تو خونه ما یادم نمیاد یکبار مریض شده باشم مادرم یه سوپی بپزه یا اهمیت بده اگه خودمون کاری میکردیم واسه خودمون ک هیچ نمی‌کردیم واسش مهم نبود اگه می‌گفتیم پریودیم نمیتونیم کاری انجام بدیم چقدر ما رو کتک زد 


هنوز ک هنوزه یادم میاد ازش متنفر میشم خیلی سخته از پدر و مادرت با یادآوری خاطرات خونه پدریت متنفر بشی .... 


اگه حس عشق ب پدرتون دارید ب مادرتون دارید اگر مریض میشید مادرتون یه زنگ میزنه سراغتان میگیره یه غذایی براتون میپزه یا میتونید درد دل کنید باهاش قدر بدونید من آنقدر دلم میخواست این حس ها رو داشتم ....



مدیریت هر رشته ای میتونه تو دانشگاه ادامه بده؟؟ مثلا مدیریت چی میشه یکم توضیح بدی من خیلی فاصله داشت ...

آره عزیزم مدیریتارو همه بچه های ریاضی تجربی و انسانی میتونن تو دانشگاه بخونن.

فقط چون منم یه ۳ ۴ سالیه دیگه آزمون شرکت نمیکنم، خودت دفترچه هارو ببین که کدوم مدیریت رو تو استخدامی ادارات و بانکا بیشتر میخوان. دولتی یا بازرگانی یا مالی.

نمیدونم میخوای ازاد بخونی یا پیام نور. ولی میتونی برای هر جفتش بدون ازمون شرکت کنی. 

کافی نتیام اطلاعاتشون به روزه، ازونام میتونی بپرسی. در مورد رشته نظر اونارو هم بپرس.

اما چون خودم سالهای زیاد دفترچه رو میخوندم دیدم که مدیریت و حقوق و اقتصاد و اینحور رشته ها خیلی فرصت استخدام دارن.

اگر تا ابد هوای دیدنت نیفتد از سرم چه کنم؟!

@taniisaa عزیزم  حتما اینکار بکن اگه انجامش ندی تو ته ذهنت میمونه بعداحسرتشو میخوری قطعا ...

چقدر خوبه که این کیبورد و این سایت و دوستای عزیز مثل شما هستن ک آدم بیاد بی شیله پیله حرف دلش رو بزنه آنقدر ک اینجا آدم حرف بزنه سبک میشه تو دنیای واقعی نمیشه خیلی از همتون ممنونم ک وقت گذاشتید نوشتید 


حس میکنم باید انجامش بدم انگار داره آزارم میده حس میکنم از همسن سلام عقب افتادم شکست خوردم واقعا یه وقتایی خلأ تحصیل اذیتم‌میکنه در مورد خاطرات تلخی ک سپری کردم کاری از دستم بر نمیاد جز اینکه برای دخترم بهترین باشم ک مثل من نشه 



ولی برای تحصیل میتونم قدمی برای خودم بردارم انشالله میرم پیگیرش میشم 

برگشتین؟😍 همیشه به سفر و گردش عزیزم. منم برای بابام دو تا فرداهارو زدم با یه کرمان موتور.

به به 😍 به سلامتی 

من یکم از انتخاب x55 پشیمون شدم میگم کاش همون فردا ها رو میزدم فقط البته اولویت آخرم ایکس ۵۵ بود 

یه t5 تو جاده دیدیم دلم رفت براش 😍 خیلی رخ قشنگی داشت از نزدیک 

درب صندوق عقب اش برقی بود 

حالا دیگه هر چی قسمت باشه 

الهی فداشون😍😍😍 نگووو😍😍😍

خدانکنه .وای نمیدونی نی نی دوستموچکاربسرش میدادن مامانشم چیزی نمیگفت من خجالتم میشد

لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم  خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام  دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدم‌ها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖

چقدر خوبه که این کیبورد و این سایت و دوستای عزیز مثل شما هستن ک آدم بیاد بی شیله پیله حرف دلش رو بزن ...

انشالا به خواسته دلت میرسی 

بیا برامون بگو چیکار کردی شاید نقطه عطف کسی باش پیامتو بخونه برای اونم تلنگر بشه بره دنبال لایقش 

عزیزم یه چیز بگم جسارت نمیکنم اما خودم تودوران کودکی حتی الان زخم از گذشته با خودم حمل میکنم فکر میکنم شما همین طوری اگه دوست داشتی یه تاپیک قدیمی به اسم دنبال باور های جدید هستم برای رشد خودم بخون بهت کمک میکنه آرامش و حس تنفرت از پدر مادرت کم بشه و اون کودک درونت نیاز داره بهش محبت کنی امیداروم تاپیک پرنسس ۳۹ بخونی برات برات راهگشا باشه بازم معذرت میخواهم اگه دخالتی کردم چون منم تجربه خوبی از کودکی همراه حس بد دارم 

من بعدبیماری فامیلوخط قرمزکشیدم حالامیگن مینا دگه تحویل نمیگیره منم نشنیده میگیرم یکساعت قبلم رسیدم ...

فک میکردم فقط خودم از فامیل بیزارم چقدر شبیه همیم تو این تاپیک منم هیچ خیری ندیدم ازشون جز حرف و غیبت و بحث بیان نون و نمک تو بخورن برن حرفتو بزنن

انشالا به خواسته دلت میرسی  بیا برامون بگو چیکار کردی شاید نقطه عطف کسی باش پیامتو بخونه برای ...

همه تاپیک هاشو خوندم نکته نوشتم بانو آرتمیس رو میگی دیگه ک قبلا ک نام کاربریش پرنسس بود .


ببین جمله ها ی قشنگ واقعا قشنگن ولی ب کار بردنشون به این آسونی نیست من فقط سعی کردم الانم رو بسازم ولی چیزی از گذشته کم نشده همه چیز تو ذهنم هست متاسفانه مشاور هم رفتم ولی اونام میگن اهمیت ندید فکر نکنید منم سعی میکنم ولی باید روراست بود آخرش نمیشه مگه میشه ۱۷ سال از زندگیت رو فراموش کنی 


ن چ جسارتی قربونت برم ممنونم ک به فکرم بودی خیلی بهتر شدم تمرکزم تو زندگی فعلیم هس ولی یه وقتایی آدم ذهنش با دیدن یه صحنه هایی یه چیزایی رو براش یادآوری میکنه همیشه میگم کاش آدمیزاد میتونست یه تیکه هایی از زندگیش رو از حافظه اش پاک کنه 

چه قشنگ توضیح دادی😍 تاحالا ندیده بودم کسی تکبرشو بزاره زمین و انقدر با جزییات همه چی سفرش رو تعریف ...

فدات بشم ❤️‍🩹 غرور و تکبر چرا دیگه 

من خودم دوست دارم همیشه از تجربیات بقیه استفاده کنم و بعضی وقتا دوست دارم تجربه های خودمو بگم که حداقل به درد یک نفر بخوره حالا بعضی ها مثل شما و خیلی از دوستان دیگه با شخصیت. هستن و طرز فکر مثبتی دارن ولی متاسفانه پیدا میشن تک و توکی هم که فکر میکنن طرف داره پز میده در صورتی که اصلا این طور نیس 

یه خاطره بگم برات 

ما اسفندی که گذشت رفتیم کیش با یه خانواده دیگه ما سفر  پنجم مون بود اونا دفعه اول که میومدن 

من هم رسیدیم گفتم اولین کاری که بکنیم بریم برنامه هامون و بگیریم که بدونیم چیکاره ایم و هم خروجی وجهی که قراره بره رو بدونیم چقده 

اقای خانواده همسفرمون گفتن حالا باشه میریم و دیر نمیشه و عجله ای نیس 

خلاصه بعد دو روز رفتیم برنامه گرفتن این دو روزم به بازار و ساحل فقط گذشت 

موقع برنامه ها  ما ۴ روز دیگه زمان داشتیم و برنامه ها همه فشرده 

اونجا هم ما جنگ میخاستیم میگفتن نه ما نمیخایم 🙄🙄

منم گفتم پس هر کس بر اساس علایق اش انتخاب کنه ( چیزایی که من پیشنهاد میدادم بیشتر به فکر اونا بودم و میخاستم بهترین ها رو برن ) 

وقتی دیدن ما اینجوری گفتیم انگاری جنگ ها رو زوری و فقط برای اینکه با هم باشیم نوشتن 

خلاصه روز آخر شد و ما به چند تا برنامه که تو ذهنمون بود وقت نشد برسیم یکی اش اینکه میخاستیم موتور ۲۴ ساعته کرایه کنیم 

یکی اینکه کافی شاپ هتل ماریانا رو بریم و یک مورد دیگه که الان ذهنم نبس 

تو راه برگشت اقای خانواده همسفر برگشت بهم گفت کاش همون روز اول که شما گفتی اول برنامه بگیریم اینکارو میکردیم هم دو روز الکی چرخیدیم هم برنامه های دیگه خیلی فشرده شد و هم به بقیه نرسیدیم 

بعدش هم میگفت برنامه جنگ ها با اختلاف زیاد بهترین بوده 

منم اینجوری بودم 🤨🤨🤨🤨

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108