ماجراهای ماشین های ما با این حرف بابام بعد عقد شروع شد که گفتن سوار موتور نمیشی ها 😢😢😢( شوهرم یه موتور ترل داشت ) و همین حرف باعث شد شوهرم همه تلاشش و بکنه و اولین ماشینمون و خرید یه ۲۰۶ نقره ای تمام رنگ 😍 چقد دوستش داشتم
بعدش دیگه افتادیم تو گود ماشین هی پشت سر هم ماشین عوض میکردیم به ترتیب یه ۲۰۶ دلفینی بعد دوباره یه ۲۰۶ دلفینی صفر خریدیم بعد اونم کل پس انداز مون و ماشین و دادیم یه ماکسیما خریدیم و چقد تو چش بود ولی خیلی دوران خوبی بود کلی مسافرت باهاش رفتیم
سن هامون و هم کم بود هنوز عقد بودیم ولی کیف میداد ماشین خوب سوار شدن
اونو نزدیک عروسی فروختیم دادیم پول پیش خونه ( هیچ بزرگتر آگاهی نداشتیم ما رو راهنمایی کنه 😭و الا با پول همون ماشین ( سال ۸۹ ماشین و ۳۰ فروختیم ) و طلاهای من و اندکی وام راحت میشد خونه ای که رهن کرده بودیم و بخریم
از مابقی پول ماشین یه ۴۰۵ خریدیم
دیگه چون به زندگی افتاده بودیم پس انداز سخت تر شده بود
دوباره کم کم ماشین و ارتقا دادیم زانتبا خریدیم
بعد زانتبا یکی دو سال داشتیم فروختیم یکم منم طلا گذاشتم یه اپتیما آخرین مدل خریدیم و یکسال دستمون بود که واقعا کیف کردیم باهاش ،کلی سفر و دور دور رفتیم ،پدر شوهرم خیلی میگفت بفروشین و نگه ندارید
ما هم طی یه حرکت انتخاری با یه سوناتا عوض کردیم بیست میلیون دستمون و گرفت سال ۹۵ رفتیم یک مسافرت یک ماهه تایلند همه اش و اونجا خرج کردیم 😂😂😂😂 بعنی در این حد تباه بودیم فقط به فکر عشق و حال بودیم دریغ از ذره ای آینده نگری
هر چند الان شوهرم میگه اصلا پشیمون نیستم ولی من وقتی یادم میاد که تو سال ۹۵ ماشبن ۱۰۰ تومانی داشتیم و خونه که توش بودیم ( دومین خونه ) نهایتا ۲۵۰ بود ( متراژ ۹۵ نوساز تو منطقه خیلی خوب ) دلم میخاد آتیش بگیرم که چراااااا من انقد به همسرم اعتماد میکردم و خودم وارد عمل نمیشدم
خلاصه سفر برگشتیم و سوناتا بود اونم ماشین خوبی بود ولی اصلا ریز پای اپتیما رو نداشت بعد چند وقت سه دونگ یه مغازه خریدیم ( همینی که الان میخایم بفروشیم ) و باز با مابقی پول یه یاریس خریدم و اونم خوب بود کوچیک بود ولی ماشبن تویتا بود و فنی عالی
در نهایت یاریس و فروختیم دو تا ۲۰۶ خریدیم یکی واسه من یکی واسه همسر
و موقع خرید خونه جفت ماشبن ها رو دادیم سال ۹۷ خونه الان و خریدیم
از سال ۹۷ تا پارسال خیلی رو ماشبن مانور ندادیم دیگه
بعد خرید خونه مون انگار بزرگ شدیم عاقل تر شدیم و علاقه به ملک بیشتر شد
همسرم یه زانتبا خرید برا منم یه ۲۰۶
یه آپارتمان پیش فروش خریدیم که هنوز تحویل ندادن
یه زمین باغی که ۲۰ کیلومتری شهرمون هست و هنوز بهش دست نزدیم
پارسال هم که همسر زانتیا رو فروخت و با پس انذاز نصف یک خونه با خواهرم خریدیم و
بعد ۲۰۶ که دست من بود با ایکس ۳۳ عوض کردیم
الانم همه تلاشمون و بکنیم یه مغازه بگیرم که ایشالله اگه بشه تو آینده طلا فروشی بزتیم مغازه حدودا ۳/۵ قیمت اش هست
مغازه مون سه دونگش میشه یک تومن
بقیه اش هم دائم دارم برنامه میریزم چه طور بهش برسم
بعد مغازه هم تصمیم داریم اون خونه پیش فروش و خونه خودمون و بفروشیم و یه واحد خوب بخریم
و بعد اگه عمری بود دیگه وقت بذاریم واسه ماشبن خوب