شوهرم خونه پدر مادرش میره. ولی جدیدا بهم میگه نمیخاد خونه پدرمادرتم بری
خونه فامیلاشون میره ولی من نه.اجازه نمیده
رفیق بازی میکنه ولی من نه.اجازه نمیده
گفتم تو همه چیو برا خودت میخوای
خودت همه کاره ای فکر میکنی منم هستم.
من یبار حرفش رو گوش ندادم اونم این بود که گفت خونه پدر مادرت نرو.
منم گوش ندادم.
رفته خونه مجردی دوستاش ۳ پسر و یه زن مطلقه.
ساعت ۴ ظهر از محل کارش رفت اونجا. ۲ صبح اومد خونه.
گفتم اینکارا چیه. میگه نتیجه کارت هه
دنبال بهانه