کسی بود که از هم متتفر یودیم بعدش عاشق هم شدیم همش غیر مستقیم نخ میداد وقتی متوجه شدم دوسم داره
منم خیلی زیر پوستی نخ میدادم چون دوسش داشتم ولی بعد اینکه نخ میدادم یهویی سرد شد خیلی خیلی سرد
دیروز بعد ساعت ها گریه فهمیدم نباید اینقد ساده باشم اینقد مغرور و سرد باهاش رفتار میکنم تا حسرت محبتامو بخوره گفتم میشم همون دختر نغروری که قبلا فقط کارییمکرد تا خودشو ثابت کنه میشم اونقد سرد تا برای بدست اوردنم دست و پا بزنه
با اینکه دوسشدارم ولی اینکارم لازمه تلنگری میشه براش
من آدم مغروریم تا اینجای کارم خیلی از غرورم مایه گذاشتم حالا نوبت اونه ولی دبگه مثل پیش براش پر پر نمیزنم احساسمو تو دلم سرکوب میکنم گریه میکنم ولی دیگ غرورمو نمیشکنم
تا شاید بفهمه ارزشمو