خواب مادرشوهرم و دیدم
من ی دعوایی باهاشون کردم با خواهر شوهرام همشون تاپیک قبلیرو بخونین متوجه میشین درمورد جای جوش دیگه باهاشون حرف نمیزنم 1ماهی میشه دیروزم تاپیک زدم بر اشتی کردنمون صلوات بفرستید
الان دیشب خواب دیدم که من دارم کار میکنم انگاری بر مادرشوهرم تخم مرغ درست میکنم بدم پدرشوهرمینا بخورن پدرشوهرم میاد میده بهم میگه نپخته اس
مادرشوهرم به من محل نمیذاره با حالت ناراحتی هست
دیدم خواهر شوهرم یکیش پخش زمینه همه دور برشن
انگار مریضه
اون یکی خواهر شوهرمم قیافه میاد بر من من میرم پیشش محل نمیده من میگم بخاطر تو اومدما محل نمیده