لعنت به من
عروس جدیدمون اومد باهام حرف زد گفت جاری ها فلان چیزو میگن در مورد یکی دیگه از جاریهاشون.
عصابم خورد شد از اینکه نشستن غیبت کردن گفتم این دوتاهم که اینو گفتن اندازه خودشون هستن. یواش یواش با سیاست پیش میرن جفت شدن و اون یکی رو تک انداختن
بعد دیدم رفتار این کوچیکه با اون عوض شده و بهش تیکه میندازه، پسرشون یه جوجه گرفته بود و بازی میکرد، کوچیکه گفت چقدر پسرتون قُلدوره به کی رفته؟ عروس بزرگه گفت منکه آروم بودم خودم کوچیکه گفت نه اتفاقا داداش هم آرومه به خودت میاد قُلدور باشی، یکم ناراحت شد و هیچی نگفت
حالا عذاب وجدان دارم شدید
همش فکر میکنم نکنه رو حساب حرف منداره باهاش بد رفتاری میکنه
میخوام از خواب بیدار شد بهش بگم ببین، من اشتباه کردم همشون خانم و خوبن، باید میگفتم کلا به حرف کسی گوش نده و زندگی خودتو بچسب هرجور میدونی درسته همه عروسامون هم مهربونن.
نمیدونم اینکاردرسته یا نه😭😭😭