2821
2789

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

بزار

یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی درباره‌ات چه‌قدر غیبت و بدگویی کرده؟حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟ .  امام زمان نمیخوای بیای؟ بیا دیگه :)خدا شکرت بابت همه نعمتات دوست دارم  

من خوشگلترم😎

کاش دنیا بهم یه دختر بده🙎‍♀️🥺که رحم کنه به زنی که متاهله👩‍❤️‍👨میخوام بدون اجازه مرد نفس بکشه💇‍♀️❤️‍🔥میخوام پرنده ها رو بدون قفس بکشه🕳🐣میخوام فرشته نباشه خطا جزئی زمینه🚫🧚‍♀️میخوام زن باشه زن بمیره زنیت همینه🌝🔥💆‍♀️

خوشم نیومد

یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی درباره‌ات چه‌قدر غیبت و بدگویی کرده؟حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی؟ .  امام زمان نمیخوای بیای؟ بیا دیگه :)خدا شکرت بابت همه نعمتات دوست دارم  

انگار کورده 

معمولا کوردا چش قشنگن

روانشناسم بهم گفت واسه کسایی که ازشون بدت میاد نامه بنویس بعد اتیششون بزن.فقط نمیدونم الان با این نامه ها چیکار کنم😕😂 تاپیک‌های‌خفن‌و‌جنجالی ؛ اطلاعات‌عمومی،کتاب،شعر،فیلم‌و .. تگم‌کنین🤍 یه‌صلوات‌مهمونم‌میکنی؟
مهلقاس؟

آره. قبلنشه

از اونی که روزی ده بار می‌گفت دورت بگردم چخبر؟! هنوز داره میگرده یا تو اولین خروجی پیچید به بازی؟!:) گاهی اوقات حسرتِ تکرار یک لحظه،دیوانه‌ کننده‌ترین حس دنیاست🥲

عه مهلقا

داداشم دیدی؟؟اونم مثل همینه

هربار این درو محکم نبند نرو اروم ببند وحشی😠،اصلا نبند فقط بروووو✊ به جای همه ی اونایی ک میگن لایک نکن منو لایک کن اقاا لایک کن بیاد😂من لایک دوست😢

تو عکس خوب نمیفته  فیلم هاش قشنگتره 

از ما بپرس ک بگوییم درد چیست مشتی صغیر مصلحت عام میکنند🤍 ترومای من این بود ک باید از خودم در برابر کسایی دفاع میکردم ک قرار بود مراقب من باشند

خوشم نیومد😕

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
2824
2823
2791
2779
2792