امروز دوباره رفتم آگاهی واسه پیگیری کار برادرم.یِ پیرمرده هم واسه پیگیری کار دخترش اُومده بودآگاهی.پیرمرده یه حرف قشنگی میزد،میگفت ما سه تا دنیا داریم،اولین دنیا قبل تولد در شکممادر است،دومین دنیا همینی که الان زندگی میکنیم و سومین دنیا اون دنیا است.میگفت اولین دنیا و آخرین دنیا انسان آرامش داره ولی دومین دنیا که همین دنیا هست همش پُر سختی و مشکلات و استرس است.آخرین دنیا هم بستگی به این دنیا داره اگه این دنیا کارهای خوب کرده باشی،دنیا بعدی آرامشه.بعد آخر سر که داشت میرفت گفت دخترم ۳۹ سالشه،۵ماه پیش رفت سرکار ودیگه به خونه برنگشت.راستش خودمون هم مشکل مشابه داریم با این تفاوت که برادرم چند ماهه خونه نیست ولی دلم براش سوخت.خدایا خودت عاقبت همه رو بخیر کن.