از صبح خونه من ه .نا به هنجاره اصلا .خاله من هم اومده بود . این بچه جاری حمله کرد دختر خاله مو بزنه .موهاشو کشید .دختر خاله من هم دوازده سیزده سالشه .این پسر جاری هشت سالشه .اصلا اونقدر بی ادب ه که نگو .از صبح گذاشتن اینجا .اصلا ادب نداره.خاله من هم کفری شد پاشد رفت . اصلا خون به دلم کرده .به خاله من می گفت پا شو برو .به من می گفت اسم کوچک مو می گفت .می گفت گریه می اندازمت .منم اصلا محل نمی دادم .جالبه زنگ که زدن گفت بیاد گفتم نه .باز با شوهرم فرستاد.