انگار زبونش نیش داره جلوخودت ازت بدمیگه ایراد میگیره ازخودش تعریف میکنه
یه آشنایی دارین همسن خودمه میگفت خیلی بهت حسادت میکردم چون مامانم تو رو بهم سرکوفت میزد من از رفتارش متوجه شده بودم یه جورایی انگار همش منتظر بود بهم بپره جلو جمع آدمو ضایع میکرد
ولی بعدش ک باهاش صمیمی شدم کلا باهام خوب شد