2777
2789

نامزدم خیلی اذیتم میکنه هر وقت دلش تنگ بشه میاد هر وقتم بخواد میره گم میشه یبارم که قهر بودیم بعد اشتی دیدم با یکی از دخترای اطراف چت عاشقانه داشت تو اینستاگرام و عکسش روی گوشیش بود حتی تازه مدام میگه تو عاشق یکی دیگه ای تو اینی تو اونی و گندکاریاشو میندازه راحت گردن من باید همش ثابت کنم فکراش اشتباهن از وقتی هم نامزد کردیم سرکارم نمیره سختمه کات کنم چیکار کنم بنظرتون.!

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

یعنی اینم سوال داره

براش زنگ تفریحی فقط

تموم کن بره

خودت تموم کن سنگین تری،نزار خودش بره و برنگرده

اعتماد به نفست داغون میشه اونطوری

فضولی امر به معروف نیست .....عضو گروه سبز💚( قد ۱۶۸وزن شروع۶۳ هدف ۶۰)امروز ۹ بهمن ۶۱/۳۰۰ شدم ،چیزی نمونده به هدف 😍

نظر شخصی خودم همیشه به سازش و دوباره ساختنه ولی خط قرمزم خیانته حس میکنم ذهن آدم دیگه درست نمیشه که بخواد اعتماد کامل کنه

بستگی به خودت و نظرت داره گلم

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
نظر شخصی خودم همیشه به سازش و دوباره ساختنه ولی خط قرمزم خیانته حس میکنم ذهن آدم دیگه درست نمیشه که ...


خب سازش کردم و ساختم ولی بدتر شد که بهتر نشد

رسمی باشه بدتره که، کسی که نامزد رسمیه خیانت میکنه بره زیر یه سقف ک بدتر خیانت میکنه

نه نمیخواستم همون اول بگم جدایی.......

دادن یه فرصت وجدان آدمو راحت میکنه

♡امام زمانم♡آرزوست...
نه عقد نیستم

خداروشکر

باهاش حرف بزن بگو دیک نمیتونی این شرابطو تحمل کنی و تصمیم داری رابطه رو واسه همیشع تموم کنی سیم کارتتم حتما عوض ‌کن حواست باشه با احساساتت بازی کنه نخواد دلت به رحم بیاره دلت واسش نسوزه دقتتتت کن دل هیچ پسری واسه هیچ دختری نمیسوزه این دختران ک با دل سوزی بیخودشون زندگیشونو خراب میکنن دلت فقط واسه خودت و ایندت بسوزه

نمیخوام بگم راحته ولی سختیشو باید ب جون بخری تا ی عمر تو عذاب نباشی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792