دارم به مرز جنون می رسم . دیگه نمی تونمممممم . دیگه نمیشه از وقتی دیگه منو نخواست دارم نابود می شم . همه چیم ریخته بهم . نمی تونم غذا بخورم نمی تونم کارامو با تمرکز انجام بدم . پریودیم ریخته بهم . خوابم ریخته بهم . آرامشم ریخته بهم .
هر روز می گم خدایا یا منو بکششششش یا کاری کن از این وضعیت نجات پیدا کنم . دیگه هیچ راهی نمونده . اون پسر از اولش می دونست من افسردگی دارم و اومده بود کمکم کنه .بهش گفته بودم اگر تو هم بری من نابود میشم. من دیگه توان ادامه دادن ندارم .