مجرد بودم تو خونه مادرم ساعت دو نصف شب یک دفعه تو کوچه صدای بگیر بگیر امد بعد یک دفعه انگار جلو دهن یک خانم رو بگیرن بعد صدای کشیده شدن پا امد ما از ترس داشتیم خیس میکردیم مامانم بلند شد رفت در رو باز کرد دید که همسایه چندتا اونور تر یک چیزی رو کشوند خونش پسرش هم رو ی پنجره بیرون دولا شده بعدها متوجه شدیم یکی از خانمهای ان خونه خوابگردی کرده😀😀😁😁