تو جاده داشتیم میرفتیم. یهو ی کامیون با سرعت رد شد طوری که گفتم خورد بهمون. یهو اشکام سرازیر شد. خودشم ترسیده بود. بهم گفت بچه نشو. من که شوک شدم نباید میترسیدم؟ بعد چند دقیقه که اشکم قط شد بغلم کرد و دلداری داد!!!
کلا خیلی میگه بچه بازی درنیار. منم از حالتم سعی میکنم دربیام. بعدش خودش دلجویی کنه!!! ولی بقیه منو ادم محکمی میدونن و تو زندگی خیلی زجر کشیدم.
کلا بچه بازی یعنی چی؟ واقعا بچه ام یا اون لحظه میخواد ارومم کنه؟