باباش سرمایع داره میخواد شریک بشه باهاش مغازه بزنن فقط گفته شهرستان میزنم چون خونه اش اونجاست ۳ ساعت راهه
منم مرکز استان هستم
از اول قرار بود اگه بنا به زندگی باشه تو شهر ما باشه
حالا میگه بابام قبول نمیکنه تو باید بیای اینجا
منم واقعا طاقت دوری از خانواده ام ندادم🥲
خیلی خیلی ناراحتم🥲