اره دیروز بعد شش ماه برگشته دویست میلیون پولو به باد داده خودش نابود شده ولی حا ...
مشهده؟؟
پسرعموي من مشهده الان
قبلا تهران بود
يك ساله رفته
❤الو سلام ببخشید منزل خداست؟ منم همون مزاحمی که اتفاقا آشناست*هزاربار دلم گرفته این شماره رو*ولی چرا هنوز پشت خط در انتظار یک صداست*شماکه گفتی واجبه جواب سلام هرکسی*چی شد به مارسیدبازحساب بنده هاجداست*اجازه میدی که برات یه کم دردودل کنم*آخه شنیدم که فقط اسم تو مرهم وشفاست*حتی اگه چیزی نگی کلی دلم سبک میشه*چون میدونه که میشنوی وقتی تو این حال و هواست*الو دوباره قطع و وصل سیم ها شروع شده*خرابی از دل منه یا شاید از این سیم هاست*الو منو ببخش اگه بازم مزاحمت شدم*دوباره زنگ میزنم تا خدا خداست
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چیکار کنیم برگرده تو را خدا اگر راحلی بادین به ما هم بگید
منم نمیدونم.یا باید تو آگاهی پارتی داشته باشید،یا اینکه بیخالش بشید خودش سرش بخوره به سنگ بیاد،یا اینکه یه دروغ بهش بگید،بگید دور از جون یکی از بستگانت سکته کرد بیمارستانه شاید بیاد
برادرم با برادرزاده رفتن هر چی التماس میکنم بیاین نمیان جوابمم نمیدن ب پلیس شکایت کردیم خبری نشد رفتیم تهران پیداش نکردیم برادرزادم تک فرزند مادرش مریض شده مشکل قلبی پیدا کرده یه بچه مذهبی خوبی بود الان یه حرفای عجیبی میزنه دروغ میگه خیلی ناراحتیم با خودم میگم برم تهران خونه ب خونه نگاه کنم ب پاشون بیفتم برگردن برادرم هر شب باشگاه میرفت کلی ب غذا و لباسش میرسید و میگفت من شکمم خدامه الان باهاش کاری کردن ب یه تکه پنیر راضیه همش میگه من عید با فلان مدل ماشین میلم منم بهش میگم با کلاه گذاشتن سر بچه های مردن کلی از مالباخته های کیونت براش میگم اصلا باور نمیکنه یا خدایا ب دادمون برس
شماها برادراتون رو پیدا کردین میگم اگه انشاالله برگشتن بهشون بگین تو غذاشون چیزی نمیریزن آخه میترسم اینا رو معتاد کنن بعد چ خاکی تو سرمون کنیم یعنی هیچ کس نیست یه کاری بکنه هزاران نفر دیگ از قبیل ما گرفتار این باندهای کلاهبرداری هستن
سلام دوستان داداشم از بس بهش گفتیم که اونجا هرمیه و اگه راست میگن پول بهت بدن بعد چند ماه بسختی متوجه شد و فرار کرد اونجا ذهنشون رو شستشو میدن و از نظام و کشور و رهبری بهشون بد میگفتن و کم کم به مرور زمان شاید عضو گروه های تروریستی بشن یه چند نفر دیگم که اومدن دوست یا خونواده به بهونه دیدنشون چند نفر از دور وایمیستادن هر وقت سر قرار می اومدن تو ماشین مینداختنشون و میاوردن خونه فقط بعد اومدن یه دو سه هفته مواظبشون باشین آخه ذهنشون درگیر اوناس ان شاءالله همه جوونا ب آغوش خونواده هاشون برگردن ما سفره حضرت رقیه و مشگل گشا گرفتین و خدا رو هزاران مرتبه شکر برگشتن