فایده اش این بود که اومد ولی چه فایده فرار کرد رفت
۱۵۰میلیون ریختیم بحسابش
اولا قبل این که حساباشو ببندیم زنگ میزد یا ما زنگ میزدیم بعضی موقع ها جواب میداد میگف الان نمیتونم حرف بزنم بعدا زنگ میزنم
ولی تو ماه محرمی یهویی دیگه نه زنگ زد نه جواب زنگ مارو داد
تقریبا یه ماه جواب نداد دیگه ما رفتیم حساباشو بستیم دیگه خودش روزی ده بار زنگ میزد
بعد دوهفته هم که دید ما راضی نمیشیم حساباشو باز کنیم خودش اومد گف تا بیست پنج روز مرخصی دارم میمونم حالا حالاها
ولی روز چهارم گفت میرم تو شهر کار دارم زود میام
چند ساعت بعد زنگ زد گف من دارم برمیگردم منتظرم نمونین
اون چهار روزی که اینجا بود خیلی واضح گفت تو شرکت هرمی هسته در حالی که قبلا انکارش میکرد
حتی تو اطلاعات هم پلیس که باهاش صحبت کرد که دیگه برنگرده اونجا متقاعد نشد