یاد بگیر به جای اینکه داغون شی مدیریتش کنی
چه جوری بگم
با کلمات بازیش بده
نه با جنگ و دعوا
چندماه پیش خواهر زادمو و شوهرش بحثشون شد خونه ی مادرم
من و خواهر بزرگم که مادر خواهر زادم باشه اونجا بودیم
طوری بحثشون شد جدی انگا همه چی داشت تموم میشد
نشستم وسط با جفتشون حرف زدم
آخر سر شوهرش گفت من نمیدونستم شما آنقدر باهوشید
من اصلا به این نکات توجه نکردم حرفاتون چقدر منطق داره پشتش
آشتی کردن شام و میوه خوردن پا شدن رفتن😍
بلد باشید لطفا تو عصبانیت چشماتون و نبندید و دهنتون و باز کنید