صبح زود که از خواب پا میشی با این که تازه بیدار شدی خیلی خسته ای،چرا؟؟؟؟چون دوتا بچه کوچیک داری،کمرت خشک شده چون شبا تا صبح تند تند بچه رو شیر میدی ،میخوای پاشی یه چیزی بخوری که بزرگه میگه مامان آب.درحالی که لیوان ابو براش میاری یه نگاه به خونه میندازی که مثل بازار شام شده یه طرف اسباب بازی یه طرف لباس بچها،تند تند صبحانه رو اماده میکنی که بچها بیدار شدن باهم بخورید،بعد از صبحانه بیقراری کوچیکه شروع میشه ظاهرا دیشب خچب نخوابیده،صدای پیام گوشی میاد که روش نوشته نهار میام خونه گرسنمه یه چیز خوشمزه درست کن تند تند صبحانه رو میجوی و مثل برق و باد میفتی به جون خونه،بعدش که صدای گریه بچه کوچیکت بلند میشه بچه به بغل هن هن کنان قابلمه غذا رو میزاری رو گاز،این وسط باید یه دستی هم به ظاهر خودت بکشی که همسرت با این قیافه درمونده تو رو نبینه وقت نها اینقد خسته ای که انگار کوه کندی،بعد نهار تو میمونی و یه عالمه ظرف نشسته و خونه ا ی که تازه مرتب شده بود اما باز گندش زدن و بچه هایی که باید بخوابونی ،بعد کلی دردسر میخوابن و تو باز شروع میکنی به نظافت،تا تموم میشه بچها بیدادن و عصرونه و بازی باهاشون و باز پیام میاد...نوشته سلام شب مادرم اینا میان شام درست کن،با درموندگی و باز بچه به بغل مشغول شام میشی و تا آخر شب با بچه نق نقو و سردرد و بدن درد شدید مهمونا رو راهی میکنی،اخر شب دیگه نایی نداری ولی باید ادامه بدی چون تو یه زنی یه مادری و یه همسری.نفس بکش بانو،یه نفس عمیـــق و دوباره شروع کن
سوالی درباره اوتیسم یا آسپرگر داشتین در خدمتم. بپرسین، تا بدونین، تا درک کنین؛ تا ما رو قضاوت نکنین:) لینک تاپیک پرسش و پاسخ درباره اوتیسم که میتونین سوالاتی که از بنده پرسیده شده و جوابهاشون رو اونجا ببینین: https://www.ninisite.com/discussion/topic/9677563/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%85-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%85