همسرم برعکس سالهای قبل نه برنامه ای تدارک دیده بود، نه کادویی و نه ... آخر شب گفت حاضر شین بریم شام بیرون، ساعت نه و ربع بود. رفتیم یه شام معمولی بدون کیک و کادو و .. وقتیم برگشتیم سر مبارکش رفت تو گوشی نه صحبتی نه حرفی آخه تو کله پوک این آقایون چی میگذره والا؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.