2777
2789
عنوان

شوهرم رفت برای خودش کیک خرید ..

| مشاهده متن کامل بحث + 1331 بازدید | 26 پست
سلام عزیز دلم ، خوبی؟  هرسال براش تولد گرفتم ؛ کادو تهیه کردم ، همیشه و هرلحظه تلاشم برای آرام ...

اره میدونم میشناسمت چقدر وفاداری کردی چقدر کنارش بودی و هستی چقدر اذیتت کرد جونیت گرفت ارزوهات گرفت خوشبختی گرفت حتی یه شوهر درست و حسابی هم نبود ک بگی شوهرمه مریض بشم کنارم حالم بد بشه کنارمه یه چیزی خونه نداشته باشه بره بخره این کارا هم نمیکنه حتی دخترت هم مریض بشه نمیگه دخترم مریضه حالش بد ک دیگ این بچشه .

میفهمم اره میدونم همیشه تولد میگیری براش

امروز اگ تونستی بخواطر دخترت ..

ن بخواطر اون 

حق داری عزیزم .ولی یه دخترت بگو من سعی دارم با تغییر رفتار ایشالله پدرت به خودش بیاد وگرنه قصدم ضربه زدن یا مقابله به مثل و توهین بهش نیست .شاید اینطوری بیشتر درک کنه مارو و رفتارشو تغییر بده

هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه هدایت کرد به او اطمینان کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

 دیگه به دخترم توضیح میدم همه چیو ؛ گفتم بهش که کسی که من براش مهم نیستم ، ده ساله داروندارشو ص ...

زردیس جان سعی میکنم درکت کنم 

ولی با توجه به تجربه ای که داشتم 

دوس دارم ازت بپرسم عایا رفتارت و گفتارت الان با بچه درست بوده؟

ازت خواهش میکنم التماس میکنم بیشتر به روح و روان دخترت توجه کنی 

من نمیدونم رفتار و گفتار درست چیه 

ولی ازت خواهش میکنم جواب این سوال پیدا کنی 

از یه مشاور کمک بگیییییر 

من خودم از درد و دلای مادرم در کودکی با من لطمه دیدم شکستم با عقل بچگونه توان تفسیر درست نداشتم و سوختم

بنطر منم رفتار و گفتارت درست نبوده 

بهتر بود بگی بابا به خاطر مسئله ای که داره حال و حوصله نداره و میدونم دوس داری کنارمون باشه ولی به فلان دلیل نمیتونه بجاش بیا باهم فلان کار کنیم 

ازت خواهش میکنم از یه آدم با سواد در حوزه کودک بپرسی رفتار درست با بچه ای که باباش به این مرض گرفتاره چیه 

خواهش میکنم 

خواهش میکنم 

میدونم تحت فشاری 

حق داری 

تو تا ابد حق داری 

برای دخترت بهترین ها را میخوام

سلام عزیز دلم ، خوبی؟  هرسال براش تولد گرفتم ؛ کادو تهیه کردم ، همیشه و هرلحظه تلاشم برای آرام ...

زردیس جان من باورت دارم که حرفات درسته

حالا بیا باهم دو تا فرضیه را بررسی کنیم 

یک :شوهرت همونطور که میگی ده سال پول داده به خانواده اش ،خانواده اس هم دروغ گفتت بچه مریض به تو انداختن

خب آیا تا ابد میخوای حسرت گذشته را بخوری؟آیا هر روز و هر لحظه را میخوای با این فکرا بگذرونی؟آیا میشه پول ها را برگردوند؟آیا این دور باطل میتونه تا ابد ادامه داشته باشه؟

دو: مریضی شوهرت ارثی بوده و تحت شرایط نامناسب بالفعلش کرده (چون رو کشتی بوده)پس گول زدنی در کار نبوده بلکه بخاطر شرایط به وجود اومده

پول زیادی رد و بدل نشده و ممکنه فقط این بازی ذهن تو باشع و از بس تکرار کردی برات اینجور مستعجل شده که اونا پول گرفتن 

اگر یک درصد این فرضیه درست باشه؟پس تو بخاطر یک فکر داری این بلا را سر خودت میاری؟شاید اشتباه میکنی ؟آیا یک درصد هم احتمال اشتباه وجود نداره؟

یا روز زن  سریع رفت برای مادرش کادو خرید  برای من هیچی!  اونکه نمیفهمه


برات همیشه طلا خریده 

قبلا یبار گل خرید انداختی بیرون 

مامانش آیا گل بیرون میندازه ؟آیا کیکی که میخره را رو کابینت رها میکنه 

من به قرآن میفهمم چقدر تحت فشاری 

میدونم تمااااااام تلاشت کردی ‌میکنی 

ولی از زاویه دید اون نمیکنی 

لباساش اتو زده ادکلن زده 

ولی آیا برای اون مهمه؟نیست (اصولا اسکیروفرنی ها شلخته هستن) 

برای تو مهمه ؟بله چون وسواس داری

تو اینو محبت میدونی ولی اون نمیدونه 

اینقدر برای چیزهایی که براش مهم نیس انرژی نزار 

بزای چیزایی که براش اهمیت داره وقت بزار 

چایی دم میکردی کیک میخوردین 

بخاطر دخترت 

پس یکم با زاویه دید اون نگاه کن 


حق داری عزیزم .ولی یه دخترت بگو من سعی دارم با تغییر رفتار ایشالله پدرت به خودش بیاد وگرنه قصدم ضربه ...

باشه عزیزم ، باور کن انقدر فشار رومه که نمیفهمم کار درست چیه

زردیس جان سعی میکنم درکت کنم  ولی با توجه به تجربه ای که داشتم  دوس دارم ازت بپرسم عایا ...

بله عزیزم ؛ وقتی ناراحتی و دلخوری و دلتنگیه دخترمو میبینم ؛ خیلی ناراحت میشم ، تا الان هیچوقت اینجوری واضح براش توضیح نداده بودم ، همیشه توجیه میکردم و بهانه می آوردم

ولی تازگیا اینجوری براش توضیح میدم ، میدونم درست نیست ؛ ولی میخوام دخترم واقعیت هارو بدونه 

چشم فردا صبح حتما با مشاور در این زمینه صحبت میکنم

زردیس جان من باورت دارم که حرفات درسته حالا بیا باهم دو تا فرضیه را بررسی کنیم  یک :شوهرت همو ...

اتفاقا به این جنبه ی قضیه هم فکر میکنم همیشه 

ولی چه کنم که اون کفه تو ذهنم بیشتر سنگینی میکنه

برات همیشه طلا خریده  قبلا یبار گل خرید انداختی بیرون  مامانش آیا گل بیرون میندازه ؟آیا ...

مامانش از این بدتراشم کرده ، همینطور پدرش و خواهراش 

ولی نمیبینه بدیه اونارو 

من فقط یه بار گل رو انداختم بیرون 

این کیک هم اولین بار بود در تمام این سالها 

این رو بزاره به جای ده سال وفاداری و از خودگذشتگیه من 

بگه هییییییچکدوم از نیازهای زنم تامین نمیشه از طرف من ؛ ولی باز هوامو داره ؛ هوای زندگیمونو داره 

چطور در مورد خانوادش میفهمه ؛ چطور هنوز هم که هنوزه قدردان پدر و مادرشه ؟! 

این یا خودش از من خوشش نمیاد؛ یا انقدر که اون خانواده ی از خدا بیخبرش تو گوشش خوندن اینجوری شده 



باشه عزیزم ، باور کن انقدر فشار رومه که نمیفهمم کار درست چیه

قربونت عزیزم ،من حق میدم بهت  بعداینهمه محبت و از خود گذشتگی ،یه روال دیگه در پیش بگیرید بلکه بفهمه که تو هم قادری مثل خودش بشی و خوب بودنت از سادگی و نادونی و وظیفه نیست .ولی روح دخترتم خیلی مهمه .مطمئنم تو  نمیخوای دخترتم یه روح بیمار داشته باشه  مثل همسر یا مادرت .

پس خیلی دقت کن . کمک به همسرت و دلسوزی رو تو دل دخترت بیدار کن بگو رفتارمو عوض کردم به خاطر کمک بهش چون بیماره و درک نداره .بزار ازین طریق بریم ببینیم چه جوابی میگیریم .از دخترت کمک بگیر برای کمک و آینده بهتر ،نه تخریب 

خدا کمکت کنه خیلی سخته قبول دارم.

هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه هدایت کرد به او اطمینان کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.
زردیس جان من باورت دارم که حرفات درسته حالا بیا باهم دو تا فرضیه را بررسی کنیم  یک :شوهرت همو ...

منطق عالی شما قابل تحسین و تقدیر هست . فقط عزیزم مسجل را به اشتباه مستعجل نوشتید . در جایی که متاسفانه کاربران کلمات زیادی را به غلط مینویسند حیفم اومد به نگارش عالی شما این نکته کوچک را یادآوری نکنم . 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز