2777
2789
عنوان

داستان زندگبم

340 بازدید | 17 پست

من وفتی 2سالم بود مادرم شروع به خیانت کردن به پدرم کرد

همیشه شاهد خیانتاش بودم 

با چندتا مرد رابطه داشت ولی با یکیشون جورشده بود فقط باهمون بود 

آقاهه هم زن و بچه داشت 

وقتی 11سالم بود اون آقا خونمون بود و پدرم از سرکار اومد دیدش

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ولی باهر بدبختی شده آقاهه رو فراری دادیم 

بابام کلا آدم خشکی بود اصلا بهم محبت نمیکرد

خانواده مادرمم از من خوششون نمیومد 

چون با پدرم مشکل داشتن 

خانواده پدریمم کلا از 7سالگی من قطع ارتباط بودیم

زنگ زدیم پدر بزرگ و مادربزرگم اومدن خونمون چون بابام منو و مامانمو ازخونه بیرون کرد

پدربزرگم ازم پرسید تو دیدی مامانت خیانت کرده 

گفتم نه 

چون میترسیدم مامانمو اذبت کنن

ولی بعدش مامانم منو خیلی اذیت میکرد 

همش بهم توهین میکرد 

شبی نبود که گریه نکنم 

تا 2سال پیش که ازدواج کردم تو سن 23سالگی 

ولی همیشه خاطرات بد و توهین بقیه تو ذهنمه 

نمیدونم چیکارکنم 

لطفا کمکم کنید

ولی بعدش مامانم منو خیلی اذیت میکرد  همش بهم توهین میکرد  شبی نبود که گریه نکنم  ت ...

شوهرت و خانوادش خوبن؟؟

سعی کن گذشته رو فراموش کنی و بچه دار بشی و مادرخوب براش باشی و برای زندگیت تلاش کنی 

شوهرت و خانوادش خوبن؟؟ سعی کن گذشته رو فراموش کنی و بچه دار بشی و مادرخوب براش باشی و برای زندگیت ت ...

شوهرم خوبه 

فقط خیلی وابسته به کارشه

دهن بین صاحبکارشم هست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792