امروز ساعت ۱۵:۵۹، ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، چهارشنبه.
نمیدونم دقیقا چند وقت دیگه میام سراغ این تایپک
شایدم هیچوقت نیام...
میدونی
این روزا مریضم
هم جسمی هم روحی
جسمم که سرمای شدیدی خورده و لرز کرده و روحم تب بدی داره
شاید روزی که این تایپکمو بخونم از این مریضی چیزی یادم نباشه ...
به هرحال
راستش رو بخواهی حساب روزهایی که منتظرتم از دستم در رفته
شاید به دو یا سه سال کشیده شده باشه
تو وجود خارجی نداشتی برای من ، ولی همه جا بودی
تو دوست خوب منی ،دوستی که هیچوقت تنهام نذاشت
ادم خیلی بی اعتقادی بودم
هیچ چیزی رو قبول نداشتم ولی وقتی فهمیدم شاید بشه بهت رسید انگار امید بهم تزریق شد
نماز خوندم دعا کردم چله برداشتم ذکر گفتم و به یه خانواده خیلی پاک و بزرگ پیوستم
خانواده دوستداران حضرت محمد و حضرت علی و امام حسین❤️
میدونم بخاطر منفعت خودم و رسیدن به یه هدف دنیوی وارد این راه پاک شدم
راستشو بخوای الانم دلم راضی نمیشه که بگم نمیخوامش ولی از این به بعد رو بخاطر خودم و شما تو این راه قدم برمیدارم...
نمیگم دیگه دعایی براش نمیکنم و ذکری نمیخونم که براورده شه راستش هرچیزی که بتونم در راهش انجام میدم که شاید دل خدا رحم بیاد و بهم بده
اگه به هدفم برسم نذر کردم اگه لقب حضرت علی رو بهش بدم
❤️✨ایلیا✨❤️
امیدوارم روزی که این تایپکو خوندم ایلیامو داشته باشم