صب اومدم دانشگاع من دانشگاه دوست خاصی نداشتم ولی کلاس کنسل شد مجبور شدم با یکی از بچه ها همینجوری شرو به تعریف کنم خلاصه گذشت ما انگار تازه همو پیدا کردیم حسابی درد دل کردیم بعدم اون منو بستنی دعوت کرد و قرار شد باهم بریم بچرخیم و باشگاه بریم
بعد یدفه سر کلاس با دوتا ترم بالایی ک از قبل اکی بودم حرف زدیم بعد گفتن بهم بریم سلف خلاصه رفتیم برام چایی خریدن و باهم تا همین الان بودیم
حالا شانس منو ببین یه روز هیچ کس نیست باهش حرف بزنم یه روز همه دعوتم میکنن 🤣🤣🤣حس میکنم اون اولیه ناراحت شد ازم چون وقتی رفت سلف کلی بهم گف بیا نرفتم 😅😅😅اصن عجیب بود برام
پ.ن:من وافعا داشتم ادیت میشدم تو دانشگاه چون هیچ دوستی نذاشتم تا همین هقته خیلی تنها بودم واسه همبن برام امروز عجیب بود چون آدم بشدت رفیق بازیم و اینجا مهمان هستم واسه همین دوستی ندارم😂😂😑😑😑😑