من همیشه خونم همییییشه ماهی یکی دوبار خونه بابام میرم
امروز حالم خوب نبود رفتم بیرون خرید کردم یکم
یکساعت هم طول نکشید شوهرم زنگ زد برگشتم خونه دیدم عصبانی میگه هوا تاریک شده تو هنوز بیرونی براچی اصلا میری بیرون مگه چی میخواستی بخری که واجب بود الان بری
راستم میگه کاش زودتر میرفتم ولی واقعا حالم بد بود دلم میخواست برم بیرون
یکم پیش صدام زد رفتم شام خوردم الان بازم تو اتاقم باهام سرسنگینه میخوام آشتی کنم چیکار کنم؟؟