بچه ها ما همیشه یه شهر دور زندگی کردیم از همه دور بودیم دیگه سالی ۱ بار مهمون نمیاد
الانم ازدواج کردم ولی مامانم خونه ی دوست مامانم قراره شب بیان خیلی با فیس و افادن خوشم نمیاد خجالتی هم هستم هیچیم بلد نیستم 😭 اصلا به زور حرف میزنم به شوهرم میگم بیا ما الکی بریم یه مسافرت ۱ روزه تا اونا میرن نبینیمشون 😑
میگه نه ولله کار دارم
هوف اعصابم خورده
حالا ساعت ۵م وقت مشاوره دارم ماهی دوبار میرم