2777
2789

میخوام از زندگیم وازدواجم بگم من تو سن کم 14 سالگی با پسرعموم نامزدشدم وبعد چندماه تو15سالگی عقد کردم اینوبگم من به شدت احساسی بودم از 11سالگی عشق عاشقی ودوست داشتن می‌فهمیدم وبه شدت کمبود محبت از طرف پدرم داشتم واین پسرعموم از سن کم تو ذهنم بود تااینکه اومد خواستگاریم وخلاصه بعد از چندماه عقد کردیم وخیلی کمبود داشتم از طرف پدرم یه جورایی بخاطر کمبود ازدواج کردم... واقعیتش... واینکه بعد ازدواج دوران عقد بهم خیلی گیر میداد به حجابم به گوشی فضای مجازی دوست ورفیق تنهایی بیرون رفتن آرایش و خلاصه خونه اقوام رفتن رفت وآمدهام  وغیره  ومنم  حرف گوش کن بودم چون ازش میترسیدم تا چیزی میگفت لال میشدم و قبول میکردم خیلی بددهن بود وفوش رکیک میداد وحتی به مادر پدرم نمیگفتم  لام تا کام نمیگفتم... خیلی بچه بودم  خلاصه عروسی گرفتیم واومدیم خونه خودم والان 8ساله زندگی می‌کنیم که باعقدحساب کنم 11ساله که ازدواج کردیم وهمواره بهم گیر میده ومن مجبورم گوش کنم چون داد وبیداد میکنه وبه هیچ عنوان نظرم براش مهم نیست ومنو از تنها دوستم جدا کرد بخاطر اینکه اون حجابش خوب نبود الانم باخانم های بی حجاب نمیزاره جایی برم نه خیلی بی حجاب مثلا مانتویی معمولی وازاین دست موارد واگر حرفی و داشته باشه فقط حرف خودشه وبه هیچ عنوان اصلا اجازه صحبت بهم نمیده راجب این مواردی که گفتم وحالا خوبیاش.. دست ودلبازه خسیس نیست کاری هست سالم هست منو دوست داره وخیانتی نکرده اصلا واز لحاظ خرج زندگی خوبه کارم داره خونه ام داریم ماشین نداریم وحالا امشب با قاطعیت میگه اگه نمیتونی حجابتو ورفت وآمد وغیره رو درست کنی تکلیفمون مشخص کن تا یه فکری بکنم  بااینکه من حجابم بد نیست شاید گاهی موهام یکم دیده بشه حتی چادر دارم  ولی من نمیتونم اونطور که میخاد حجاب داشته باشم.. وحتی خونه اقوام هرچند ماه‌ اگه برم با اینکه شخصیتم به شدت اجتماعیه  وتواین سال ها به احترامش حرفاشو گوش کردم رفت آمدمو با فامیل کم کردم ویا تفریح نرفتم.... خودش هم خیلی اهل تفریح نیست متاسفانه ولی الان با این حرفش واقعا میخوام تصمیمو بگیرم برای ادامه زندگی وخلاصه بگم خیلی استرس میگیرم از رفتارش ویه پسر 7ساله دارم واز دختردارشدن هم به شدت میترسم حتی میگه دخترم باید تا کلاس پنجم درس بخونه دختری که هنوز نداریم.... و مشاوره هم اصلا نمیاد... میگه من همین هستم من دوسش داشتم ودارم ولی تا کی باید با خود واقعیم کنار بیام خودم 27سالمه وشوهرم 34 خلاصه وار زندگیم تنها همین مشکل دارد توروخدا راهنماییم کنید من چکار کنم برای زندگیم هر سوالی دارید بپرسید تا دقیق بگم واقعا درمونده ام... از آینده‌ام با زندگی با این مرد میترسم از بچه دارشدن واگه طلاق بگیرم پدرم پشتوانه امه من تنها دختره خانواده ام چند برادر بزرگتر دارم

خوش خندتونوووووووونم 🤣🤣🤣🤣🤣عاشق همتونم جووووووووووون 🤗🤗🤗✋

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

عزیزم مشکلت از بیرون جوری دیده نمیشه که بخوای سر این موضوع طلاق بگیری


به نظر شخصی من مشکلتون حاد نیست که بخوای طلاق بگیری ولی یا با اون چیزی که اون میگه کنار بیا یا اونقدر باهم حرف بزنید تا حل بشه موضوع اگرم دیدی داره به دعوا کشیده میشه سکوت کن و در یه فرصت مناسب دوباره صحبت کنید. چون میگی پیش مشاور نمیره تنها راهش صحبته. باز بستگی به خودت داره میتونی کنار بیای کنار بیا اگر نمیتونی باهاش صحبت کنو صحبت کن. اگر بازم جواب نداد اونموقع به فکر راه چاره باش 

منم به خاطر همسرم با تنها دوستم کات کردم و باهمه روابط و رفت و آمدمو محدود کردم. همسر منم زیاد اهل خوشگذرونی نیست. من خودمو باهاش وفق دادم چون بهتر از اون برای من هیشکی نیست. اون منو دوست داره و بهم اهمیت میده و مرد زندگیه و نمیزاره کمبود مالی ای حس کنم و همیشه به فکر سلامتیمه. پس منم به خاطرش از یه سری جانب ها کوتاه میام 

اما بازم به نظر من حرف همسرت در مورد حجابت درست به نظر میاد. تو موهات اندامت و زیبایی هات متعلق به همسرت دیگه نه شخص دیگه پس فقط جلوی همسرت به نمایش بزار (حتی یه تار موت رو) تو دوست داری زیبا دیده بشی به نظر من با چادرم میشه زیبا بود. تمام زینت و زیباییت رو جلوی همسرت نشون بده. اون اینو میخواد که زیباییت تمام و کمال فقط جلوی اون دیده بشه ولاغیر. بعضیا اینجورین دیگه 

منم به خاطر همسرم با تنها دوستم کات کردم و باهمه روابط و رفت و آمدمو محدود کردم. همسر منم زیاد اهل خ ...

خوشبحالت من بریدم دیگه تا کی استرس بکشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

خوش خندتونوووووووونم 🤣🤣🤣🤣🤣عاشق همتونم جووووووووووون 🤗🤗🤗✋

شوهر منم به حجابم خیلییی گیر میده حتی دعوا هم کردیم سر این موضوع

خلاصه بگم کم کم ونرم بهش یاد بده که منو همینجوری که هستم بپذیر 

و اگر انشاالله روزی دختر دارشدین باهاش خوب صحبت کن بگو دخترم اینده داره و از این حرفا با زبونت رامش کن دعوا فایده ای نداره من بعد چند سال الان فهمیدم

موقعی که بخت را قسمت نمودند بر بشررانده گشتم از درش با تیپا و توپ و تشرمرغ بخت از بام من تا بی نهایت پر کشیدبر در بختم زمانه با ملات آستر کشید.                                 میشه برای اینکه دعواهام باشوهرم کمتر بشه یه صلوات بفرستین التماس دعا
اما بازم به نظر من حرف همسرت در مورد حجابت درست به نظر میاد. تو موهات اندامت و زیبایی هات متعلق به ه ...

تو خونه ام بخدا گیر میده وقتی لباس لختی میپوشم جوره دیگه نگام میکنه انگار ناراحته واقعا جدی میگم 

خوش خندتونوووووووونم 🤣🤣🤣🤣🤣عاشق همتونم جووووووووووون 🤗🤗🤗✋
میخوام از زندگیم وازدواجم بگم من تو سن کم 14 سالگی با پسرعموم نامزدشدم وبعد چندماه تو15سالگی عقد کرد ...

ببین واقعا سخته نمیشه گفت بیخیال و فلان من خودم ۱۸ ساله این موارد و تحمل کردم ولی واقعا الان هنوز که هنوزه عادت نکردم ولی خب من دوتا بچه بزرگ‌دارم ولی واقعا یه جاهایی میگم‌کاش نبود میتونستم یه نفسی بکشم یه سرکاری برم یه حرکتی بکنم هیچ دوستی هم ندارم و معمولا همیشه تنهام ولی در کل سخته دیگه

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار که مدعی اگر نکند رحم خدا بکند ....
خوشبحالت من بریدم دیگه تا کی استرس بکشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

من فعلا تو این 4 سال تونستم. بعد از اینم خدا کنه بتونم. میدونم چه حس بدیه اما وقتی میبینم به خاطر من کلی زحمت میکشه و چقدر روم حساسه و دوستم داره همه‌ی احساس بدم میره.تو هم مثل من سعی کن بیشتر به جنبه های خوب موضوع نگاه کنی 

اما بازم به نظر من حرف همسرت در مورد حجابت درست به نظر میاد. تو موهات اندامت و زیبایی هات متعلق به ه ...

من به کسی انداممو نشون ندادم حتی اجازه نمیده به گوشیم از خودم عکس بگیرم حتی جشن یا تولد

خوش خندتونوووووووونم 🤣🤣🤣🤣🤣عاشق همتونم جووووووووووون 🤗🤗🤗✋

عزیزم کسی نمیتونه تو این مورد نظر بده،شرایط و روحیات ادما باهم فرق داره

شما ۱۱سال باهمچین مردی زندگی کردی پس خیلی نباید این قضیه واست مهم باشه

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست
عزیزم کسی نمیتونه تو این مورد نظر بده،شرایط و روحیات ادما باهم فرق داره شما ۱۱سال باهمچین مردی زندگ ...

براحتی از کوچیکترین خاسته هام بگذرم بخدا خون گریه میکنم تو خونه به حال خودم

خوش خندتونوووووووونم 🤣🤣🤣🤣🤣عاشق همتونم جووووووووووون 🤗🤗🤗✋
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792