کلی تابو و کلی ترس تو زندگیم دارم عاشق شدم و نگفتم خیلی حرفا رو نمیزنم خیلی خودسانسوری میکنم جاهایی بوده که دلم خواسته فامیل شوهر رو نصف کنم نکردم هر جا نرفتم هرکار نکردم پشیمونم حس میکنم درست زندگی نکردم.
از طرفی آبرو و اعتبار دارم تو زندگیم امکانات زندگی خوبی دارم کار دارم درآمد کافی بچه و شوهر دارم فامیل شوهر هم زبانا بهم احترام میزارن
گاهی میگم شاید به جاش بهتربود از ته دل دوستم داشتن یا نفرت آشکار داشتن
شاید بهتر بود دنبال دلم میرفتم یه جاهایی گدایی دوست داشتن میکردم