۳سال بودخونه عمه ام نرفته بودم چون آقاخوشش نمیدم دیروزدلم تنگ شدراضیش کردم پاشدیم رفتیم انقدراخم کرده بودانگارچیکارش کردن بچه های عمه ام زیادی راحتن باتاب وشلواربودن اوردن قلیان بکشن تازه شروع کرده بودن انقدرگفت پاشوبریم پاشدیم اومدیم بهونه اش هم اینه میگه من بوی سیگاروقلیان خوشم نمیاداذیت میشم هرچقدرمیگم چی میشدبه خاطره من یه ساعت تحمل میکردی قبول نداره رفتارش اشتباه بودالکی هم میگه به خاطره دخترم گفتم اذیت نشه درحالی که دخترم تواتاق داشت بابچه هابازی میکرد