2777
2789
عنوان

ترس از ازدواج

375 بازدید | 12 پست

کسی رو می‌شناسید یا خودتون، ترس از ازدواج داشتید و موفق به ازدواج شدید چه حسی بعد ازدواج داشتید؟ ترس من خیلی شدیده و وقتی کسی بهم پیشنهاد میده عصبی و وحشت زده میشم خیلی ترس از تعهد و مسئولیت پذیری دارم میدونم ازدواج یعنی تا آخر عمرت با یکی باشی و اگه خسته شی نمیشه راحت قیدشو‌ بزنی . باید تحملش کنی توی سختی و مریضی و فقر ... باهاش باشی و چون آدم احساسی نیستم ترس و نگرانیم بیشتر میشه این اتفاق براتون افتاده؟

🌟نوری از یَزدان بَر رُخَت تابان🌟

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

من ترس ازبچه دارم یکی بیادیچیزی بمن بگه

هولوگرامی سابق 💜 کی مننژیت داشته یاداره بیایید حرف بزنیم 🤧کسی که نوارمغزش تشنج نشون میده بیحال وخسته اس؟داروی کاربامازپین هم استفاده میکنم حال هیچ کاری ندارم چه کنم کمک هرکی میخونه 

ترس ت طبیعیه ولی خودخواهانه ست.. ینی گذشت تو زندگیت معنی نداره نسبت ب کسی که باهاش زندگی میکنی؟ 

الان با مادر و پدر ت چطور زندگی میکنی و براشون وقت میزاری از ته دل، شوهرم همینه.. 

این ترس مطمعنا یه منشایی داره شاید یه ازدواج ناموفق داشتی یا به خودت باور نداری و تواناییه خودتو نمیبینی اعتماد بنفس و عزت نفست شاید پایینه اینکه از پسش برنیای

خدایا ناامید کردی اونیکه با امید صدات کرد 🖤

من عاشق شدم و ازدواج کردم ترس داشتم در حدی ک از ی ماه مونده ب عقد 5کیلو تا روز عقد کم‌کردم 

پله های محضرو میرفتم بالا زانوهام میلرزید صبحش از استرس بالا اوردم ولی دوسش داشتم و مطمئن بودم انتخابم درسته 

از مسئولیت خودم میترسیدم‌و اینکه میتونم؟ اونقدرام ترسناک نبود اصن ترسناک نبود 

اگه قراربود این روزا رو تنها تجربه کنم خیلی سخت تر بود همسر خوب همراه آدمه کمک حال آدمه باعث مشکل نیست 

این ترس مطمعنا یه منشایی داره شاید یه ازدواج ناموفق داشتی یا به خودت باور نداری و تواناییه خودتو نمی ...

میدونی من میگم اونایی ک از مسئولیت قبل رو ب روشدن باهاش میترسن لایق ترینان 

چون ب ریز ب ریز جزئیات اون کاری ک دارن پا توش میذارن فکر کردن و واسه تک تکش راه حل پیدا کردن و فقط مونده ترسش 

اونی ک همینجوری سرخوش و مست میره جلو ببینه چ خبره واقعا ترسناکه 40سال زندگیمون دست گروه دوم افتاده


اره ولی با شوهرم صحبت کردیم اگه نیاز شد  هر وقت خواستیم جدا شیم حق طلاق هم داد مهریه هم ده تاس کلا  بعدش هم با هم دوست میمونیم اگه به اونجا برسه بچه هم قراره نیاریم  ولی بازم میترسم میگه فک کن ازدواج نکردیم اصلا با هم دوستیم . چون جدا شده بودم استرس دارم 

خوش بحالت که تونستی جلو بری و با ترست کنار بیای برام دعا کن

من میدونی الان تو کدوم مرحله از ترسم؟ دارم مادر میشم باورت میشه از تربیت بچه دارم میترسم؟ میدونم خیلیا سه چهارتا میزان عین قارچ میذارن کنار هم رشد کنن همشم میدنش دست این و اون تا بره 

اما من میگم وقتی دارم ب دنیاش میارم درمقابل سلامت روانش مسئولم 

کل شبانه روزم دارم کتاب تربیتی میخونم و دوره آموزشی میگذرونم واسه تربیت کودک از بدو تولد گاهی ک خسته میشم میگم نگا دورت پر ادمه ک اصن این چیزایی ک تو واست مهمه رو تا حالا بهش فکر هم نکردن 

اما بعد فهمیدم من بهترین مادر میشم چون ی روزی واسه ازدواجم واسه رفتار با همسرم واسه خونه داری و همزمان شاغل بودنم همینقدر نگران بودم و الان ب گفته همه اطرافیام مستقل ترین و بهترینم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792