با اینکه چن ساله میگذره ولی هنوز به یادش قلبم تیر میکشه میدونم آدم من نبود میدونم لیاقت نداشت میدونم با هزار نفر بود همه اینارو میدونم و دیگه نمیخوام هیچوقت باشه ولی چرا از قلبم نمیره چرا فراموش نمیشه
اصن دردیه که ن میخوای باشه ن میتونی از فکرش دربیای
پا شدم دیروز مثلن برم بیرون از فکر اون در بیام دوستم یکیو آورده بود میره قیافش قدش شبی این بود ک باهاش بچه جایی بود ک اونم بود کارشم مثل اون تقریبن ببین حرف میزد با اونا من اشک تو چشام جمع شد اومدم بیرون نتونستم اونجا باشم اومدم خونه آنقدر گریه ک دم خدارو صدا کردم اراده بده سمتش نرم مثل دفعه قبل
آخه مگه میشه یکی شبی اون ببینی اونم تو این شرایطم ک تموم کردم بیشتر ضربه نخورم ازش
اشباهت منو نکن من ۴ سال پیش باهاش بودم بعد ۶ ماه ولم کرد بعد یکسال برگشت التماس و خواهش تازه خودش برگشت من سمتش نرفتم ولی وقتی دوباره قبولش کردم سر یه ماه شد یه عوضی تمام معنا که بدجور تحقیرم کرد هنوز بعد دوسال نتونستم با خاطر تحقیر شدنم کنار بیام